خب نمی دونم چی بگم اما این افراد را دیدم کسایی بودند که به خاطر پدر و مادرشون هی راهی کرج شدند اما منی که مریض بودم را ول کردن و رفتن خب چی شد اصلا ما آمدیم مشهد خودمون هم نمی دونیم حالا که ده ساله که پدر من فوت کرده هنوز هم طرفدار بی قیدوشرطشیم آنروز بهش میگم اشتباه نکن من پدرم را نکشتم پدر من در اثر یک سرطان بد مرد میگه من کی این حرف را زدم اما به این دلایل ...

نمی دونم چی بگم اما برای ما وقتی کسی عزیز میشه که بمیره ما اصلا دوست داریم توی قبرستون ها از این طرف به آن طرف بدوییم این قضیه اصلا قشنگ نیست طوری که آخرش در کرح بهش میگن بابا برو پیش بچه هات باش و اینقدر نیا اصلا یکی نیست بگه چرا آمدی مشهد؟

خب حالا هر چی بوده گذشته و دیگه بقول دکتر من نباید فکر گذشته ها را کرد اما آنچه که من فکر میکنم این است که بعضیها علیرغم میلشون مشهد آمدند و اصلا با کسی اشتباهی ازدواج کردند البته این را هم بگم حالا که من به این روز افتادم خیلی هوای من را دارند اما من مثل شما زندگی نمیکنم و جدا نگاه میکنم ببنم خیرم در چی است نه اینکه فقط فردا و پس فردا را نگاه بکنم من جدا برای خودم متاسفم .

خب حالا تنها کاری که از من بر می آد این است که خودم راه برم و این کار را میکنم فقط مثل اینکه یکی دو سالی زمان میبره اما اشکالی نداره من تلاش خودم را میکنم به هر قیمتی شده فقط باید ببینم چقدر زندگی بهم وقت میده بارها گفتم وقتی من مردم منو بیادازید توی جوب مگه دیگه فرقی هم میکنه نمیخواد برای من مقبره درست کنید خدا خودش میدونه من بهشتی هستم یا جهنمی در شرایطی که ما در جهانی زندگی میکمیم که هشتاد درصد آن را نه میبینیم و نه میشنویم در شرایطی که چشم و گوشی به بزرگی کره زمین داریم رادیو تلسکوپ ها در سراسر کره زمین نصب هستند و اگر این را میخواهید بهتر بفهمید توی پیوندهای من در مورد سایت تلسکوپ هابل هست ببینید دنیا چقدر بزرگه و ما در این دنیا کاش به اندازه سر سوزنی باشیم.