اگر موفقیت‌ می‌خواهید، این ۱۰ بهانه را کنار بگزارید

 

 

   
 
 

بهانه بی‌بهانه! هیچ کس با این بهانه‌ها به جایی نرسیده. آدم‌های موفق

با بهانه میانه خوبی ندارند. گاه، حتی اگر این بهانه‌ها موجه به نظر‌

می‌رسند نیز نباید به آن‌ها متوسل شویم. ما همیشه باید راهی پیدا کنیم

که کارها را بهتر انجام بدهیم. بسیاری از بهانه‌هایی که ما به آن‌ها

متوسل‌ می‌شویم، در حقیقت دروغ‌هایی بیش نیستند.

1. «امکان ندارد»

چرا فکر‌می‌کنید امکان ندارد؟ اگر کاری تا به حال انجام نشده، مفهومش

این نیست که اصلا امکان‌پذیر نست. دروغی مثل این، باعث‌ می‌شود

که ذهن ما از چشم‌انداز جامع و امکاناتی که برای به وجود آوردن موفقیت

در زندگی داریم منحرف شود، به ویژه هر چه را که در اطرافمان ‌می‌بینیم

یادآور شکست باشد. بساط این بهانه را جمع کنیم و به امکاناتی فکر کنیم که

برای موفقیت در اختیار داریم.

 

2. «بدون یک مدرک دانشگاهی من کاره‌ای نیستم»

این بهانه خیلی واهی است. چرا با بهانه‌‌ای که هیچ فایده‌ای برای ما ندارد

وقت‌مان را تلف‌ ‌کنیم در حالی که‌ می‌دانیم که بدون یک مدرک دانشگاهی
هم‌ می‌شود موفق شد. بسیاری از مردم در جامعه خودمان از هیچ شروع

کردند و موفق شدند بدون‌ آن که حتی یک روز سر کلاس هیچ دانشگاهی

نشسته باشند.

 

3. «برای این کار به اندازه کافی خوب نیستم»

شاید فکر کنید که شما مشکل خاص فیزیکی و مالی و ... دارید که به شما

اجازه نمی‌دهد که به رویاهایتان جامعه عمل بپوشاندید. واقعیت این است که

در ابتدای کار هیچ کس به اندازه کافی خوب نیست؛ تمرین و مهارت زیادی

‌می‌خواهد که در نهایت به موفقیت برسیم. این که ما امتیاز خاصی نداریم

خودش ‌می‌تواند دلیل و انگیزه مناسبی برای شروع باشد.

4. «به اندازه کافی پول برای این کار ندارم»

به جای آنکه بنشینیم و غصه بخوریم که پول مشکل ماست، بهتر است کاری

بکنیم و یا سرویسی ارایه بدهیم که پول مورد نیاز برای به متحقق کردن

رویاهامان را در بیاوریم. نداشتن پول یک مشکل و مساله نیست، دروغی

است که به خودمان ‌می‌گوییم تا نقش قربانی را بازی کنیم.

 

5. «مردم چی ‌فکر می کنند اگر من این کار را بکنم»

واقعیت این است که کسی نگران و یا مواظب شما نیست. هر کس آن‌قدر در

دنیای خودش غرق است و با مشکلات خودش گرفتار که احتمالا شما

دورترین موضوعی هستید که بخواهد به آن توجه کند. حتی اگر توجهی

هم به شما بکنند گذرا است. بهتر است تمرکزمان را بر راه‌حل‌های دایمی

برای مشکلاتمان بگذاریم تا این که بنشینیم و فکر کنیم مردم در باره ما

چی فکر می‌کنند.

 

6. «من خودم را ‌می‌شناسم، من نمی‌توانم تغییر کنم»

 

نمی‌توانید تغییر کنید؟ چرا؟ تغییر یک اصل اساسی در زندگی انسان است.

آدم‌ها به وجود آمده‌اند تا با شرایط سخت سازگار شوند و زنده‌ بمانند. اگر

آنقدر جزمی باشیم و در برابر تحولات تغییرناپذیر، دیر یا زود توسط همین

 تحولات به خاکستر تبدیل‌ می‌شویم.

 

 

7. «سنم برای این کارها خیلی بالاست»

این حرف معنایی ندارد و سن مفهومی بسیار بیشتر از یک عدد است.

پیله  قدیمی‌ مسن بودن را که دور خودتان تنیده‌اید، پاره کنید و کاری را

شروع کنید که باید انجامش بدهید. کلنل سندرز کی اف سی را در 62

سالگی تاسیس کرد. چرا در مورد سن‌تان بهانه‌ می‌تراشید. اگر منتظر

هستید که کسی به شما مدالی بدهد و یا یک شرکت، برای این که کارتان

را شروع کنید، برای‌تان خبر بد دارم: کسی نخواهد آمد.

 

8. «روزی که شانس را تقسیم‌ می کردند، من غایب بودم»

من بدشانس هستم. این هم یکی از آن بهانه‌هایی است که خیلی طرفدار دارد.

اصلا مگر نام بعضی آدم‌ها مترادف شانس است؟  انتخاب‌هایی که شما در

زندگی انجام‌ می‌دهید تعیین‌ می‌کند که بخت و اقبال با شما یار است یا نه.

موفقیت یک چیز بخت و اقبالی  نیست. شما بدستش ‌می‌آورید. بخت وقتی

به سرغ شما‌ می‌آید که شما پیشاپیش به جستجویش رفته باشید.

 

9. «بعد از ازدواج این کار را‌ می‌کنم»

معنی این حرف این است که شما بعد از ازدواج هم به سراغ این کار نخواهید

رفت. ازدواج نقطه عطفی در زندگی ما به حساب‌می‌آید اما ربطی به‌میزان

موفقیت و یا شکست ما ندارد. شاید به دنبال یک مرد و یا زن پولدار هستید،

اما تبدیل شدن شما به یک آدم شاد خیلی به این موضوع بستگی ندارد. بهتر

است که چشم‌نداز بزرگ زندگی خودتان را پیش چشم داشته باشید و بهتر است

که اعتبارتان را افزایش دهید تا ازدواج کنید به جای آن که ازدواج کنید تا

اعتبارتان افزایش یابد.

 

 

10. «من خیلی گرفتارم»

 

هیچ کس خیلی گرفتار نیست. به جای شکایت کردن از این که خیلی

شلوغ و گرفتار هستید، بهتر است اولویت‌های خودتان را دوباره تعریف

کنید. ما باید زمان‌مان را برای هدف‌ها و کارهای مهم باز کنیم. نه این که

تا‌ می‌توانیم برای خودمان کار بتراشیم و خودمان را مشغول کنیم.

مشغول بودم مهم نیست، مهم این است که، در جهت هدف‌ها و آرمان های‌مان

قدم برداریم.

 

یک برداشت

اجازه بدهید این یاداشت را با شماره پنجم شروع کنم. «مردم چی فکر می‌کنند.»

بسیاری از ما، در تمام طول روز و البته بخشی از شب که بیداریم، شاید هم در

خواب! به این فکر می‌کنیم که مردم در باره ما چی فکر می‌کنند. گویی ما مرکز

ثقل دنیا هستیم و  تمام مردم دنیا آن‌چنان بیکارکه محو کارهای ما هستند. بسیاری

از ما اگر حتی سر سوزنی احتمال بدهیم که دیگران در فلان مورد از ما راضی

نیستند، دمار از روزگار خود در می‌آوریم. بدترین دشنام‌ها و بزرگ‌ترین توهین‌ها
را نثار خودمان می‌کنیم که چرا چنان رفتار نکردیم و بدتر از آن چرا چنان

نبودیم که دیگران از ما راضی باشند. و متاسفانه، در جامعه ما، این مورد

چنان رواج دارد و چنان در تار و پود شخصیت انسان‌ها تنیده شده است که به

آن افتخار می کنند و از آن برای خود فضیلتی می‌سازند.

 

این چنین بها دادن به دیگران، روی دیگر سکه خوار شمردن خویشتن است.

متاسفانه اغلب ما در کودکی  و پس از آن،  یاد نمی‌گیریم که خودمان را به

عنوان یک انسان دوست داشته باشیم. ضعف ما در کودکی، که در آن شرایط

کاملا طبیعی است، متاسفانه در بزگ‌سالی نیز ما را رها نمی‌کند و همچنان

در پی دریافت تایید از دیگران هستیم. اگر در کودکی این پدر و مادر هستند

که منبع تایید ما هستند، در بزرگ‌سالی، همیشه یافت می‌شوند دیگرانی که

جای پدر و مادر را پر کنند و تبدیل به منابع تایید ما شوند.

شاید ذکر این نکته خالی از فایده نباشد که منظور من از دیگران، حکمی کلی

مبنی بر تمام آدم‌ها نیست. این بسیار طبیعی است که برخی از مردم باید برای ما

مهم باشند. گذشته از نزدیکان و دوستان، حتی دورترانی هم هستند که نقشی مهم

در زندگی ما بازی می کنند. بیایید فرض کنیم که شما یک کارآفرین جوان هستید

که کسب وکار کوچکی برای خود به راه انداخته‌اید. آیا نظر مشتریان‌تان نباید برای

شما مهم باشد؟ شکی نیست که باید مهم باشد. اما نظر آن‌ها درباره چه؟ درباره

محصول و کسب وکارتان و یا درباره خودتان؟ متاسفانه بسیاری از ما

کوچک‌ترین نظر انتقادی در مورد محصول‌مان و یا حتی رفتارمان را با

خودمان و شخصیت‌مان یکی می‌گیریم که در نتیجه این اشتباه، دچار واگویه‌های

ذهنی می‌شویم و تمام وقت‌مان صرف جواب دادن به این آدم‌ها در ذهن‌مان می‌شود.

بدیهی است که این وضعیت در نهایت به چیزی منجر می‌شود که در روان‌شناسی

به آن وسواس فکری گفته می‌شود. یعنی فکر و یا به عبارت بهتر واگویه‌ای که به طور مدام به ذهن ما هجوم می‌آورد و ما قادر نیستیم برای مدتی طولانی آن را

از ذهن‌مان بیرون برانیم. این نوع از وسواس، مانند همه وسواس‌های دیگر

دو مشخصه تکرار و اجبار را در خود دارد.

 

منبع:گروه اینترنتی خورشید

 

آیا هک تلگرام یا دیگر شبکه ها امکانپذیر است

 

به تازگی و برای چندمین بار در چند ماه اخیر شاهد شایعه پراکنی جدیدی در رابطه با تلگرام

 و هک شدن یا نشدن آن در فضای مجازی هستیم. برای مطالعه‌ی این مقاله و روشن شدن

 همیشگی این موضوع که تلگرام یا دیگر شبکه‌ها هک شدنی هستند یا خیر با زومیت همراه

باشید.

در تازه‌ترین شایعه‌ای که توسط یک فایل صوتی پخش شده و دست به دست می‌شود یک

 شخص ادعا می‌کند که تلگرام یکی از دوستان نزدیک وی، تنها با کپی یک کد عددی هک

شده است و سعی به هشدار دادن به کاربران دیگر با تشریح این موضوع دارد. اما آیا به

راستی نیازی به هشدار در این رابطه هست؟ آیا واقعا روشی که در این فایل صوتی به

آن اشاره می‌شود امکان‌پذیر است؟ روشی که این شخص به آن اشاره می‌کند و مدعی است

که تلگرام دوستان او با این روش هک شده به این صورت است که یک شخص

(غریبه یا حتی یک دوست) با بهانه‌ی اینکه توسط تلگرام شما ریپورت شده است

برای اینکه رفع ریپورت شود یک کد عددی را به شما ارسال می‌کند و از شما می‌خواهد

که همان کد را کپی کرده و مجددا برای او ارسال کنید. این شخص تاکید می‌کند که این کد
ارتباطی به کد ارسال شده توسط تلگرام برای ورود به اکانت ندارد. اگر شما نیز با خواندن

این مطلب، یا شنیدن فایل صوتی آن مانند این شخص نگران شده‌اید باید توجه شما را به

چند نکته جلب کنیم.

 

نکته‌ی اول

این موضوع نه تنها صحت ندارد بلکه به نوعی غیر ممکن است. تنها کمی آگاهی از

مسائل تخصصی و امنیت محتوا کافی است تا متوجه شویم که چنین موضوعی از ریشه

غلط است و نمی‌تواند صحت داشته باشد. اما حتی اگر هم آگاهی خاصی از مسائل

تخصصی و امنیتی ندارید با کمی تامل می‌توانید متوجه غیر عقلانی بودن این موضوع

شوید که چرا باید ارسال یک پیام عادی و عددی به یک شخص باعث آسیب پذیر شدن

اکانت شما شود؟ حتی اگر پاول دورف (صاحب اصلی تلگرام) هم آن سوی گفتگو نشسته

باشد با پیام‌هایی که شما برای او ارسال می‌کنید هیچ کاری نمی‌تواند علیه امنیت شما کند

چرا که اصلا چنین موضوعی شدنی نیست. بگذارید برای درک بهتر غیرممکن بودن این

ماجرا یک مثال ساده بزنیم. روش ادعا شده در این موضوع درست مانند آن است که شما

برای یکی از دوستان خود مبلغی را کارت به کارت کنید و با این کار آن شخص به حساب

بانکی شما دسترسی پیدا کند.

نکته‌ی دوم

شایعات زیاد در مورد تلگرام بسیار عجیب است که احتمالا این موضوع به دلیل تعداد

مخاطبان چند ۱۰ میلیونی تلگرام در ایران است که شایعه‌های آن نیز به نسبت مخاطبان

آن بیشتر از اپلیکیشن‌های دیگر است. در هر صورت خوشبختانه تلگرام یکی از امن‌ترین

راه‌های ارتباطی است و اگر از لحاظ امنیتی بالاتر از فیسبوک، واتس‌اپ، لاین، وایبر، یا سرویس‌های ایمیل همچون جیمیل، یاهو و‌... یا حتی موارد ایرانی همچون بیسفون، ساینا و‌...

 نباشد بدون شک کمتر نیز نخواهد بود و اگر بنا به این باشد که به امنیت تلگرام شک کنیم

بدون هیچ درنگی باید به دیگر شبکه‌های ذکر شده نیز شک کرد. البته بدیهی است که هیچ

سیستم الکترونیکی در دنیا غیرقابل نفوذ نیست و هکرهای بسیار متخصص و حرفه‌ای

احتمالا قادر به نفوذ به تمام این شبکه‌ها خواهند بود اما موضوعی که باید به آن توجه کنید

 این است که هکری که تا این میزان تخصص و قدرت نفوذ دارد چرا باید حاصل تلاش

و تخصص خود را به صورت اینترنتی و با قیمت‌های نازل بفروشد یا از جهتی دیگر

چرا باید وقت و انرژی خود را روی چنین موارد بی‌ارزشی بگذارد در حالی که می‌تواند

با صرف همان قدرت روی شبکه‌ها و هدف‌های بزرگ‌تر، یک شبه سود کلانی به جیب

بزند.

 

ضمن آن که بسیاری از کاربران به هیچ عنوان به این موضوع توجه نمی‌کنند که حتی

هک کردن ساده‌ترین سیستم‌های امنیتی دنیا نیز به ساعت‌ها وقت و تخصص نیاز دارد

و حتی اگر مراحل هک یک سرویس را به صورت ویدیویی منتشر کنند باز هم به این

معنا نخواهد بود که هر شخصی قادر به انجام موفقیت آمیز آن مراحل باشد. روش هک

چند دقیقه‌ای که هرکسی قادر به انجام آن است و فروخته می‌شود یا هک شدن تلگرام از

طریق کپی و ارسال کردن یک پیام عددی و عادی در عرض یک ثانیه نیز که دیگر

جای خود دارد.

 

نکته‌ی سوم:

نکته‌ی سومی که باید برای چندمین بار به آن اشاره کنیم نوش داروی غیر قابل نفوذ

تلگرام است که متاسفانه هنوز بسیاری از کاربران به آن بی‌توجه هستند. این نوش دارو

که با عنوان Two Step Verification در تنظیمات تلگرام قرار دارد می‌تواند یک رمز

عبور روی اکانت شما تنظیم کند تا حتی اگر فردی به هر طریق به کد ورودی تلگرام

شما دسترسی پیدا کرد به بن بست بزرگی یعنی رمز عبور برخورد کند. درواقع کاربران

می‌توانند با فعالسازی این ویژگی یک بار برای همیشه خیال خود را در رابطه با هر

 شایعه‌ای که در باره‌ی هک تلگرام منتشر می‌شود راحت کنند. یک جستجوی ساده در

گوگل کافی است تا با انبوهی از فریب‌های تبلیغاتی مختلف برای هک تلگرام مواجه شوید.

از اینکه تمام این روش‌ها تنها یک فریب تبلیغاتی بوده و چیزی جز سوءاستفاده از اعتماد

شخص مورد نظر و برداشتن کد ارسالی تلگرام از گوشی او نیست بگذریم. اما حتی اگر

یک روزی فرد بسیار متخصصی (که مطمئن باشید فروشندگان اینترنتی جزو این افراد

نخواهند بود) پیدا شود که مانند باگ SS7 موفق به دسترسی از راه دور به کد ارسالی

تلگرام شود فعال بودن سپر دفاعی تلگرام یعنی Two Step Verification

به طور کامل نفوذ آن شخص را با شکست مواجه می‌کند. پس اگر تا به امروز این

ویژگی را در تلگرام خود فعال نکرده‌اید حتما توسط روش زیر این امر را انجام دهید.

 

برای این کار به تنظیمات تلگرام وارد شده و به بخش Privacy بروید. گزینه‌ی Two Step

 Verification را لمس کنید تا به مرحله‌ی تعیین رمز عبور وارد شوید. رمز مورد نظر

خود را وارد کنید. بعد از دومین باری که رمز خود را برای تایید وارد می‌کنید، از شما

درخواست Password Hint یا راهنمای یادآوری رمز خواهد شد که در صورت تمایل می‌توانید آن را وارد کنید و در غیر این صورت، بدون وارد کردن حرف یا کلمه‌ای در آن،

به مرحله‌ی بعد بروید. مرحله‌ی بعد باید یک ایمیل معتبر وارد کنید تا در صورتی

 

 

که رمز عبور خود را فراموش کردید، از این ایمیل برای بازیابی آن استفاده کنید.

با وجود آنکه در این مرحله نیز می‌توانید با لمس گزینه‌ی Skip از وارد کردن ایمیل

بی‌نیاز شوید، قویا پیشنهاد می‌کنیم که یک ایمیل معتبر و البته خصوصی در این بخش

وارد کنید یا حداقل رمزی را برای اکانت خود انتخاب کنید که احتمال فراموش کردن

آن نزدیک به صفر باشد. با انجام این کار، مرحله‌ی تعیین رمز عبور به اتمام خواهد

رسید و از این پس، چنین روش‌هایی امنیت اکانت شما را به خطر نخواهند انداخت.

 

سخن پایانی:

 

حتما به این موضوع دقت کنید که اگر تلگرام یا هر اپلیکیشن پیام‌رسانی دیگری برای ما

یک ابزار ارتباطی است، برای پاول دورف (یا موسسان آن) یک تجارت است بنابراین

اگر راه یا روشی وجود داشته باشد که امنیت این شبکه را به خطر بیندازد ماه‌ها قبل از

افرادی که اقدام به فروش آن در سایت‌ها می‌کنند، خود این کمپانی‌ها متوجه باگ‌ یا
ریسک‌های احتمالی خواهند شد و اجازه‌ی سواستفاده شدن از آن را نخواهند داد.

امیدواریم که توضیحات ارائه شده در این مقاله یک بار برای همیشه خیال شما را از

نگرانی‌های بی‌مورد در رابطه با هک شدن یا نشدن شبکه‌های اجتماعی راحت کرده باشد.

منبع:گروه اینترنتی خورشید

 

اگر موفقیت‌ می‌خواهید، این ۱۰ بهانه را کنار بگزارید

 
 

بهانه بی‌بهانه! هیچ کس با این بهانه‌ها به جایی نرسیده. آدم‌های موفق با بهانه میانه خوبی ندارند. گاه، حتی اگر این بهانه‌ها موجه به نظر‌ می‌رسند نیز نباید به آن‌ها متوسل شویم. ما همیشه باید راهی پیدا کنیم که کارها را بهتر انجام بدهیم. بسیاری از بهانه‌هایی که ما به آن‌ها متوسل‌ می‌شویم، در حقیقت دروغ‌هایی بیش نیستند.

1. «امکان ندارد»

چرا فکر‌می‌کنید امکان ندارد؟ اگر کاری تا به حال انجام نشده، مفهومش این نیست که اصلا امکان‌پذیر نست. دروغی مثل این، باعث‌ می‌شود که ذهن ما از چشم‌انداز جامع و امکاناتی که برای به وجود آوردن موفقیت در زندگی داریم منحرف شود، به ویژه هر چه را که در اطرافمان ‌می‌بینیم یادآور شکست باشد. بساط این بهانه را جمع کنیم و به امکاناتی فکر کنیم که برای موفقیت در اختیار داریم.

2. «بدون یک مدرک دانشگاهی من کاره‌ای نیستم»

این بهانه خیلی واهی است. چرا با بهانه‌‌ای که هیچ فایده‌ای برای ما ندارد وقت‌مان را تلف‌ ‌کنیم در حالی که‌ می‌دانیم که بدون یک مدرک دانشگاهی هم‌ می‌شود موفق شد. بسیاری از مردم در جامعه خودمان از هیچ شروع کردند و موفق شدند بدون‌ آن که حتی یک روز سر کلاس هیچ دانشگاهی نشسته باشند.

 

3. «برای این کار به اندازه کافی خوب نیستم»

شاید فکر کنید که شما مشکل خاص فیزیکی و مالی و ... دارید که به شما اجازه نمی‌دهد که به رویاهایتان جامعه عمل بپوشاندید. واقعیت این است که در ابتدای کار هیچ کس به اندازه کافی خوب نیست؛ تمرین و مهارت زیادی ‌می‌خواهد که در نهایت به موفقیت برسیم. این که ما امتیاز خاصی نداریم خودش ‌می‌تواند دلیل و انگیزه مناسبی برای شروع باشد.

4. «به اندازه کافی پول برای این کار ندارم»

به جای آنکه بنشینیم و غصه بخوریم که پول مشکل ماست، بهتر است کاری بکنیم و یا سرویسی ارایه بدهیم که پول مورد نیاز برای به متحقق کردن رویاهامان را در بیاوریم. نداشتن پول یک مشکل و مساله نیست، دروغی است که به خودمان ‌می‌گوییم تا نقش قربانی را بازی کنیم.

 

5. «مردم چی ‌فکر می کنند اگر من این کار را بکنم»

واقعیت این است که کسی نگران و یا مواظب شما نیست. هر کس آن‌قدر در دنیای خودش غرق است و با مشکلات خودش گرفتار که احتمالا شما دورترین موضوعی هستید که بخواهد به آن توجه کند. حتی اگر توجهی هم به شما بکنند گذرا است. بهتر است تمرکزمان را بر راه‌حل‌های دایمی برای مشکلاتمان بگذاریم تا این که بنشینیم و فکر کنیم مردم در باره ما چی فکر می‌کنند.

6. «من خودم را ‌می‌شناسم، من نمی‌توانم تغییر کنم»

نمی‌توانید تغییر کنید؟ چرا؟ تغییر یک اصل اساسی در زندگی انسان است. آدم‌ها به وجود آمده‌اند تا با شرایط سخت سازگار شوند و زنده‌ بمانند. اگر آنقدر جزمی باشیم و در برابر تحولات تغییرناپذیر، دیر یا زود توسط همین تحولات به خاکستر تبدیل‌ می‌شویم.

 

7. «سنم برای این کارها خیلی بالاست»

این حرف معنایی ندارد و سن مفهومی بسیار بیشتر از یک عدد است. پیله  قدیمی‌ مسن بودن را که دور خودتان تنیده‌اید، پاره کنید و کاری را شروع کنید که باید انجامش بدهید. کلنل سندرز کی اف سی را در 62 سالگی تاسیس کرد. چرا در مورد سن‌تان بهانه‌ می‌تراشید. اگر منتظر هستید که کسی به شما مدالی بدهد و یا یک شرکت، برای این که کارتان را شروع کنید، برای‌تان خبر بد دارم: کسی نخواهد آمد.

8. «روزی که شانس را تقسیم‌ می کردند، من غایب بودم»

من بدشانس هستم. این هم یکی از آن بهانه‌هایی است که خیلی طرفدار دارد. اصلا مگر نام بعضی آدم‌ها مترادف شانس است؟  انتخاب‌هایی که شما در زندگی انجام‌ می‌دهید تعیین‌ می‌کند که بخت و اقبال با شما یار است یا نه. موفقیت یک چیز بخت و اقبالی  نیست. شما بدستش ‌می‌آورید. بخت وقتی به سرغ شما‌ می‌آید که شما پیشاپیش به جستجویش رفته باشید.

9. «بعد از ازدواج این کار را‌ می‌کنم»

معنی این حرف این است که شما بعد از ازدواج هم به سراغ این کار نخواهید رفت. ازدواج نقطه عطفی در زندگی ما به حساب‌می‌آید اما ربطی به‌میزان موفقیت و یا شکست ما ندارد. شاید به دنبال یک مرد و یا زن پولدار هستید، اما تبدیل شدن شما به یک آدم شاد خیلی به این موضوع بستگی ندارد. بهتر است که چشم‌نداز بزرگ زندگی خودتان را پیش چشم داشته باشید و بهتر است که اعتبارتان را افزایش دهید تا ازدواج کنید به جای آن که ازدواج کنید تا اعتبارتان افزایش یابد.

 

10. «من خیلی گرفتارم»

هیچ کس خیلی گرفتار نیست. به جای شکایت کردن از این که خیلی شلوغ و گرفتار هستید، بهتر است اولویت‌های خودتان را دوباره تعریف کنید. ما باید زمان‌مان را برای هدف‌ها و کارهای مهم باز کنیم. نه این که تا‌ می‌توانیم برای خودمان کار بتراشیم و خودمان را مشغول کنیم. مشغول بودم مهم نیست، مهم این است که، در جهت هدف‌ها و آرمان های‌مان قدم برداریم.

یک برداشت

اجازه بدهید این یاداشت را با شماره پنجم شروع کنم. «مردم چی فکر می‌کنند.» بسیاری از ما، در تمام طول روز و البته بخشی از شب که بیداریم، شاید هم در خواب! به این فکر می‌کنیم که مردم در باره ما چی فکر می‌کنند. گویی ما مرکز ثقل دنیا هستیم و  تمام مردم دنیا آن‌چنان بیکارکه محو کارهای ما هستند. بسیاری از ما اگر حتی سر سوزنی احتمال بدهیم که دیگران در فلان مورد از ما راضی نیستند، دمار از روزگار خود در می‌آوریم. بدترین دشنام‌ها و بزرگ‌ترین توهین‌ها را نثار خودمان می‌کنیم که چرا چنان رفتار نکردیم و بدتر از آن چرا چنان نبودیم که دیگران از ما راضی باشند. و متاسفانه، در جامعه ما، این مورد چنان رواج دارد و چنان در تار و پود شخصیت انسان‌ها تنیده شده است که به آن افتخار می کنند و از آن برای خود فضیلتی می‌سازند.

این چنین بها دادن به دیگران، روی دیگر سکه خوار شمردن خویشتن است. متاسفانه اغلب ما در کودکی  و پس از آن،  یاد نمی‌گیریم که خودمان را به عنوان یک انسان دوست داشته باشیم. ضعف ما در کودکی، که در آن شرایط کاملا طبیعی است، متاسفانه در بزگ‌سالی نیز ما را رها نمی‌کند و همچنان در پی دریافت تایید از دیگران هستیم. اگر در کودکی این پدر و مادر هستند که منبع تایید ما هستند، در بزرگ‌سالی، همیشه یافت می‌شوند دیگرانی که جای پدر و مادر را پر کنند و تبدیل به منابع تایید ما شوند.

شاید ذکر این نکته خالی از فایده نباشد که منظور من از دیگران، حکمی کلی مبنی بر تمام آدم‌ها نیست. این بسیار طبیعی است که برخی از مردم باید برای ما مهم باشند. گذشته از نزدیکان و دوستان، حتی دورترانی هم هستند که نقشی مهم در زندگی ما بازی می کنند. بیایید فرض کنیم که شما یک کارآفرین جوان هستید که کسب وکار کوچکی برای خود به راه انداخته‌اید. آیا نظر مشتریان‌تان نباید برای شما مهم باشد؟ شکی نیست که باید مهم باشد. اما نظر آن‌ها درباره چه؟ درباره محصول و کسب وکارتان و یا درباره خودتان؟ متاسفانه بسیاری از ما کوچک‌ترین نظر انتقادی در مورد محصول‌مان و یا حتی رفتارمان را با خودمان و شخصیت‌مان یکی می‌گیریم که در نتیجه این اشتباه، دچار واگویه‌های ذهنی می‌شویم و تمام وقت‌مان صرف جواب دادن به این آدم‌ها در ذهن‌مان می‌شود. بدیهی است که این وضعیت در نهایت به چیزی منجر می‌شود که در روان‌شناسی به آن وسواس فکری گفته می‌شود. یعنی فکر و یا به عبارت بهتر واگویه‌ای که به طور مدام به ذهن ما هجوم می‌آورد و ما قادر نیستیم برای مدتی طولانی آن را از ذهن‌مان بیرون برانیم. این نوع از وسواس، مانند همه وسواس‌های دیگر دو مشخصه تکرار و اجبار را در خود دارد.

منبع:گروه اینترننتی خورشید

در آینه هم می تواند سلامتی تان را ارزیابی کند

 

روی کدام ناحیه صورت تان سبز شده اند و چه لکه های رنگی روی پوست شما خودشان را نشان می دهند؟ نشانه های ظاهری که روی صورت شما خود را نشان می دهند و زیبایی تان را تهدید می کنند، چه معنایی دارند؟ دیلی میل نوشته است که از نظر محققان، هر کدام از این نشانه های ظاهری می توانند گویای مشکلاتی باشند که سلامت شما را تهدید می کنند. آنها به شما می گویند که با نگاه کردن در آینه در مورد وضعیت سلامت و اشتباهات سبک زندگی تان به چه چیزهایی می توانید پی ببرید.

 

دور چشم تان تیره شده؟

 

کمبود آهن دارید

 

بعضی ها تصور می کنند تیرگی دور چشم ژنتیکی است و راهی برای خلاص شدن از آن نیست. اما از نظر پژوهشگران، سیاهی دور چشم به شما می گوید که دچار کمبود آهن شده اید. البته رنگ پریدگی هم با کمبود آهن می تواند سراغ تان بیاید و چهره شما را بی حال و حتی بیمار نشان دهد. درصورتی که آهن بدن تان کم باشد احتمالا ضعف و خستگی بی دلیل هم همیشه آزار تان می دهد.

 

چه باید کرد؟

 

گوشت قرمز دوست ها کمتر دچار چنین مشکلی می شوند اما اگر گیاهخوار باشید هم می توانید با کمک متخصصان تغذیه راهی برای تامین آهن بدن تان پیدا کنید.

 

 

روی گردن تان تیره شده؟

 

عاشق قند و شکرید

 

کسانی که اهل مصرف قند و خوراکی های شیرین نیستند، حلقه های تیره روی گردن شان ظاهر نمی شوند یا پس از مدتی محو می شوند. اگر در معرض ابتلا به دیابت نوع دو باشید، این لکه ها بیشتر از همیشه روی گردن شما خودشان را نشان می دهند. این لکه های قهوه ای نشان می دهند مقاومت بدن شما در برابر انسولین زیاد شده است.

 

چه باید کرد؟

 

این لکه ها یک زنگ خطر جدی برای سلامت تان هستند، پس بعد از دیدن شان فورا یک آزمایش خون دهید و اگر قند تان بالا بود، سهم خوراکی های شیرین و کربوهیدرات ها را در رژیم تان کم کنید.

 

 

پوست تان می خارد؟

 

کبد تان بیمار است

 

وقتی کبد تان نمی تواند پاکسازی بدن را به خوبی انجام دهد، علائم مختلفی روی پوست شما ظاهر می شوند. گرچه اغلب افراد ظهور لکه ها روی پوست را نشانه بیمار شدن کبد می دانند اما یکی از نشانه های رایجی که افراد دلیلش را نمی دانند، خارش بیش از اندازه پوست است. اگر پوست تان زیاد می خارد حتما با کمک یک متخصص از سلامت کبد تان مطمئن شوید.

 

چه باید کرد؟

 

در صورتی که حتی کرم های مرطوب کننده و چرب کننده هم نمی توانند خارش پوست شما را آرام کنند، مطمئن باشید مشکلی در درون بدن تان باعث شده دچار چنین وضعیتی شوید.

 

 

جوش جوشی شده اید؟

 

استرس دارید

 

استرس های هر روزه نه تنها صورت شما را جوش جوشی می کنند، بلکه می توانند باعث ایجاد اگزما های دردناک در دیگر نقاط بدن تان هم شوند. درصورتی که متخصصان گفتند وضعیت تخمدان های تان خوب است، باید دنبال دلیل دیگری برای سبز شدن جوش ها روی پوست تان بگردید. دلیلی که در اغلب موارد همان حرص و جوش خوردن های تان است.

 

چه باید کرد؟

 

همیشه برای درمان مشکلات پوستی نباید سراغ متخصص پوست و زیبایی بروید؛ گاهی یک روانشناس با کم کردن استرس تان می تواند پوست شما را زیبا و شاداب کند.

 

 

دور چشم تان زرد شده؟

 

کلسترول تان بالاست

 

زردی دور چشم تان یکی از نشانه هایی است که به شما می گوید میزان کلسترول خون تان بالاست و جان تان در خطر است. البته زیاد نگران زیبایی تان نباشید. اگر با رعایت رژیم غذایی مناسب یا دارو درمانی مصرف استاتین ها کلسترول تان را پایین بیاورید، لکه های زردی که اطراف چشم، بینی یا دهان شکل گرفته اند را می توانید محو کنید.

 

چه باید کرد؟

 

برای شروع، مصرف روغن و غذاهای چرب را کم کنید و البته با یک آزمایش خون از میزان کلسترولی که در خون تان است باخبر شده و مطمئن شوید مشکل تان تنها بالا بودن کلسترول است.

 

 

روی پوست تان چاه سبز شده؟

 

سیگاری هستید

 

اگر سیگار کشیدن را کنار نگذارید، باید انتظار داشته باشید که کلاژن سازی پوست تان کند شود و خاصیت الاستیک پوست تان آسیب ببیند. در چنین شرایطی خطوطی که روی چهره شما جا خوش کرده اند هر روز عمیق تر می شوند. گذشته از این، سیگار نمی گذارد اکسیژن کافی به پوست تان برسد و ماهیچه های زیر پوست را هم پیر و ضعیف می کند.

 

چه باید کرد؟

 

برای کم کردن آسیب های ناشی از سیگار روی پوست تان باید بیشتر از قبل ویتامین C مصرف کنید. البته پیش از آنکه سراغ مکمل ها بروید، سعی کنید با مصرف میوه های حاوی ویتامین C مشکل تان را کم کنید.

 

 

روی چانه تان جوش زده؟

 

سندرم تخمدان پلی کیستیک دارید

 

وقتی هورمون پروژسترون در بدن تان دچار نوسان شود، اتفاقی که اغلب پیش از شروع قاعدگی می افتد سر و کله این جوش ها هم در چانه شما پیدا می شود اما اگر تعداد این جوش ها زیاد شده، ممکن است به سندرم تخمدان پلی کیستیک دچار شده باشید و نیازمند درمان پزشکی باشید. نامنظم بودن قاعدگی هم می تواند دلیل ایجاد این آکنه ها باشد.

 

چه باید کرد؟

 

اولین کاری که باید انجام دهید، انجام یک آزمایش کامل خون است. بعد هم سراغ متخصص زنان بروید و نظم قاعدگی، میزان خون ریزی و میزان دردی را که احساس می کنید با او در میان بگذارید.

 

 

دور دهان تان زخم شده؟

 

ویتامین B کم دارید

 

اگر گیاهخوارید یا اهل مصرف لبنیات نیستید، باید انتظار چنین زخم هایی را هم داشته باشید. این ترک ها به ویژه به خاطر کمبود ویتامین B۲ و B۳ ایجاد می شوند. ضخیم شدن زبان از دیگر مشکلاتی است که با چنین کمبودی سراغ تان می آید. البته اگر سهم سبزیجات برگ سبز را در رژیم تان بیشتر کنید، کمتر دچار کمبود ویتامین B می شوید.

 

چه باید کرد؟

 

حتی اگر با گوشت قهرید و تصمیم دارید گیاهخوار شوید، سعی کنید مثل وگان ها در کنار مصرف گیاهان، لبنیات را هم در رژیم غذایی تان جا دهید.

منبع:asan002

 

 

 

اولین قرص خوراکی برای درمان ام‌اس در آمریکا مورد تایید قرار گرفت


سازمان غذا و داروی آمریکا اعلام کرد اولین داروی خوراکی برای درمان شایع‌ترین شکل بیماری ام‌اس (اسکلروز متعدد) را مورد تایید قرار داده است

به گزارش خبرگزاری فرانسه سازمان غذا و داروی آمریکا گفت داروی گیلنیا (Gilenya)، با نام ژنریک فینگولیمود (fingolimod)، اولین دارو از گروه جدیدی از داروهاست که با مهار کردن مهاجرت سلول‌های خونی معینی به مغز و نخاع، به کاهش شدت بیماری ام‌اس در بیماران مبتلا به اشکال عودکننده بیماری کمک می‌‌کنند.

این تایید قدم ارزشمندی به جلو برای بیماران ام‌اس به حساب می‌آید که مجبور بودند برای درمان عوارض عصبی پیچیده بیماری تزریقات مکرری را تحمل کنند.

حدود 2.5 میلیون نفر مبتلا به ام اس در سراسر دنیا وجود دارند.

راسل کاتز، رئیس بخش فراورده‌‌های نورولوژی در مرکز ارزیابی و پژوهش دارویی سازمان غذا و دارویی آمریکا در بیانیه‌ای گفت:‌ "گیلنیا اولین داروی خوراکی است که می‌تواند پیشرفت ناتوانی ناشی از این بیماری را کند کند و توالی تکرار و شدت علائم در ام‌اس را کاه شدهد، و به این ترتیب داروی جانشینی برای درمان‌های تزریقی دردسترس فعلی است."

ام‌اس یک بیماری مزمن و اغلب ناتوان‌کننده است که به میلین،‌ ماده چربی که اعصاب را احاطه و رشته‌های عصبی را در دستگاه عصبی مرکزی حمایت می‌کند، حمله می‌کند.

این بیماری سیر پیش‌بینی‌ناپذیری دارد،‌ و علائم آن از فردی به فردی دیگر بسیار متفاوت است. علائم ممکن است خفیف در حد خستگی، بی‌حسی در دست‌ها و پاها، و مشکلات حفظ تعادل باشد، با علائم به صورت شدید با فلج و کوری ظاهر شود.

علت ام‌اس نامعلوم است، اما پژوهشگران اعتقاد دارند که ام‌اس یک بیماری خودایمنی است که عوامل ژنتیک و محیطی در ایجاد آن نقش دارند.

شرکت سوئیسی معظم نوارتریس که سازنده گلینیا است، می‌گوید تایید سازمان غذا و داروی آمریکا بر اساس بزرگترین برنامه کارآزمایی بالینی که تا به حال برای یک داروی جدید ام‌اس آن به این سازمان فرستاه شده بود، بدست آورده است.

این شرکت به دنبال گرفتن تایید این دارو در اروپا و بقیه مناطق جهان است.

جامعه ملی ام‌اس آمریکا تایید این دارو را "گامی قابل‌توجه در جهت درمان مبتلایان به ام‌اس و رفع نیاز به درمان‌های اضافی شمرد."


به گفته سازمان غذا و داروی آمریکا گیلنیا خطر این عوارض جانبی را دارد: کاهش سرعت ضربان قلب در مصرف‌کنندگان جدید دارو و نیز سردرد، علائم شبیه به آنفلوآنزا، اسهال و کمردرد.

رابرت لیساک، استاد ایمنی‌شناسی و میکروب‌شناسی دانشکده پزشکی دانشگاه ایالتی واین در دیترویت از این درمان جدید استقبال کرد،‌ اما افزود:‌ "با این حال ما هنوز نیاز به تحت نظر گرفتن درمان‌های جدید از لحاظ موضوعات مربوط به ایمنی درازمدت هستیم."

 

 

این یاهو مسنجر است که دارد از دست می‌رود!

آدم این روزها خیلی باید مراقب خودش باشد.   یاهو مسنجر دسکتاپ هم در حال پرکشیدن از جمع ماست.  ما منتظریم که شاید تکذیب تکذیبش تکذیب شود که البته باز ممکن است آن هم تکذیب شود. اما چیزی که فعلا تکذیب نشده و همه خبرها حاکی از این واقعیت تلخ است، مرگ تدریجی پیام رسان یاهو مسنجر دسکتاپ است. همان علامت تعجب بنفش دوست داشتنی با آن اسمایلی زرد که نیشش تا بناگوشش باز بود.

 

پیام رسان یاهو مسنجر یادآور خاطرات تلخ و شیرین زیادی برای کاربران دهه 60 است. پیام رسانی که با سرعت های حلزونی اینترنت این کاربران که از نسل dialup و سرعت ضعیف حداکثر ۵۶kbps بود هم جواب میداد. پیام رسانی که تولد بسیاری از اصطلاحات گفتگوی رایج در بین کاربران مانند DC و asl plz و بسیاری دیگر از اموجی ها یا شکلک ها در آن شکل گرفت.

 

کاربران دهه شصتی این نرم افزار را همیشه با صدای گوش خراش اتصال به اینترنت مودم های دایال آپ خود به یاد می آورند، علی الخصوص اگر اواخر شب در چت روم با دوستانشان قرار داشتند.

 

به هر حال این پیام رسان محبوب نفس های آخر خود را می کشد و یاهو اعلام کرده است که ۱۵ مرداد سال جاری برای همیشه آن را تعطیل خواهد کرد. خبری که حتی با وجود پیام رسان های جدید و پیشرفته موبایل جدید باز هم برای بسیاری از کاربران علی الخصوص آسیایی غم انگیز است.

 

 

 

این پیام رسان سال ۱۹۹۸ با نام Yahoo Pager شروع به کارکرد و طی ۱۸ سال فعالیت خود کاربران بسیاری را در جهان بدست آورد. اولین پیام رسان با قابلیت گفتگوی صوتی و تصویری این پیام رسان بود، اما با توجه به وضع بد اقتصادی یاهو، این شرکت ترجیح می دهد منبعد بر روی سرویس های سود ده خود مانند ایمیل و تامبلر کار کند.

 

لازم بدکر است که تقریبا همه مردم دنیا با یاهو مسنجر خاطره دارند. البته خاطرات شما می تواند حالات گوناگونی داشته باشد:

 

1. اگر آن زمان ها پسری حدودا بیست الی سی ساله بوده اید وارد هر چت رومی که می شدید هیچ کس تحویلتان نمی گرفت و هر چقدر بامزه بازی در می آوردید کسی شما را به انگشت شست پایش هم حساب نمی کرد. چت روم ها متشکل از ۲۱۴ پسر و ۳ دختر به نام های Sara_Joon، Asal_teh_۲۱ و **PARI**TANHA** بودند که آقایان با تمام قوا سعی در به دست آوردن دل آنها داشتند اما متاسفانه این تعداد جنس اناث توانایی پاسخگویی به جمعیت حاضر در چت روم را نداشت و در نود و نه درصد مواقع حالتی مشابه مورد زیر پیش می آمد.

 

 

 

البته اگر هم ستاره اقبالتان می درخشید و طرف جوابتان را می داد نهایتا چنین سرنوشتی گریبانگیرتان می شد:

 

YOU: Salam :)

 

**PARI**TANHA**: Salam. ASL?

 

YOU: ۲۳, m, Tehran

 

**PARI**TANHA**: kheili piri ke! Namiri yevaght bendazan gardane man!

 

یا در حالتی دیگر:

 

YOU: Salam :)

 

**PARI**TANHA**: Salam. ASL?

 

YOU: ۲۲, m, Tehran

 

**PARI**TANHA**: Kooochoooolooooo! Shir khoshketo khordi?

 

و در هر صورت شما محکوم به مکیدن سماق بودید.

 

2. اگر آن زمان دختر بودید (که احتمالا الان هم باید دختر باشید) سنتان هیچ اهمیتی نداشت. خودتان از ارزش افزوده ای که داشتید مطلع بودید و می دانستید که به محض ورودتان به چت روم سرتان دعوا می شود. شاید برایتان سوال پیش بیاید که من این را از کجا می دانم؟ بله من هم مثل هر پسر دیگری مورد گول شیطان واقع شده ام و یک بار با آی دی NAZI*۲۰۰۰ وارد چت روم شدم و ظرف سی و هفت صدم ثانیه شاهد این اتفاق بودم:

 

 

 

خب طبیعتا برای یک خانم محترم حق انتخاب بالایی وجود داشته است و شخص می توانسته از بین این همه آدم علاف و مشتاق کسی را انتخاب کند و چند ساعت مخش را کار بگیرد. چت کنندگان مونث برای کار گرفتن مخ آقایان در یاهو مسنجر با کلمه رمز ASL? وارد عمل می شدند. ASL یعنی چند سالته؟ جنسیتت چیه و محل زندگیت کجاست. در مرحله بعد با استفاده از سوالات زیرکانه به میزان ثروت اندوخته پدر شخص به تور افتاده پی برده می شد و در مرحله بعدی بسته به جواب سوال مرحله قبل یا پایه های شروع زندگی مشترک پی ریزی می شد و یا به بهانه ته گرفتن نیمرو چت پایان می یافت.

 

البته چت روم هایی نیز در یاهو مسنجر وجود داشتند که انتظار می رفت فضای متفاوتی داشته باشند. مثل :"دانشجویان مهندسی شیمی" یا "معرفی منابع کنکور سراسری" اما اگر فکر کرده اید که این چت روم ها اندک تفاوتی با همان هایی که ذکرخیرش بود داشته اند نه تنها سخت در اشتباهید بلکه از شما بعید است.

 

ناگفته نماند این پیام رسان از سال گذشته نسخه جدیدی را با شکل و شمایل پیام رسان های امروزی موبایلی منتشر کرده ولی با این وجود کاربران قدیمی آن ترجیح میدهند از نسخه قدیمی بهره ببرند. اما این کاربران هم باید تا ۱۵ مرداد به نسل جدید کوچ کنند چراکه دیگر نسخه قدیمی پشتیبانی نخواهد شد. این درحالیست که کاربران ایرانی هم باید با پیام رسان خاطره انگیز و محبوب خود خداحافظی کنند. چراکه در هر حال یاهو مسنجر با تمام خاطرات خوب و بدش از بین ما دارد می رود و خاطره ایست که سینه به سینه به نسل های بعد انتقال پیدا خواهد کرد ...

 منبع:Persian-star

Arabs denounce Iranian perfidy

 

 

Saudi Arabia

Arabs denounce Iranian perfidy

Arab News | Published — Friday 9 September 2016

 

Iran's supreme leader Ayatollah Ali Khamenei attends a religious ceremony in Tehran in this March 27, 2015 file photo. (AFP file photo)

 

JEDDAH: Arab League foreign ministers on Thursday condemned Iranian leader Ali Khamenei's statement against Saudi Arabia. "We condemn the bellicose statements by Khamenei," the ministers said in a statement after a meeting in Cairo.

Academics also blasted Khamenei. Abdul Rahman Al-Aseel, professor of political science at King Fahd University of Petroleum and Minerals, said Khamenei’s statements are defamatory.

"They are an extension of Iran’s war on Islam and the Kingdom," he said. "Saudi Arabia represents the true face of Islam."

He added: “What increases our strength is that the Kingdom remains steadfast in serving Islam and its true values, and these remarks have no effect, as our wise leadership, with Allah’s will, will continue raising the profile of Islam and Muslims."

Journalist Ali Al-Sabahi said Iranian statements are nothing new from a regime that spurs hate against all things Arab and Islamic. "They are only part of a provocative agenda pursued by the regime that has no respect for the sanctity of its own people, let alone of Arab countries," he said.

“Iran’s mullahs and officials spare no effort to wage war on the true Islam, as evidenced by the fact that they see Karbala and Najaf as much more valuable than the Holy Kaaba,” said Al-Sabahi.

He said during the pilgrimage, Iran works to create chaos that could lead to bloodshed via elements it sent to perform Haj this year from Pakistan, Afghanistan, Lebanon, Iraq, Morocco, Algeria, Gulf countries and other Muslim countries.

“We urge authorities in the Kingdom to take maximum measures to ensure the protection of pilgrims, and call on the Arab and Islamic countries to put aside differences and rally around common interests to protect what remains of the Islamic Ummah and restore what was destroyed by the Persians,” he said.

نشانه های واقعی از سرطان که جدی نمی گیرید

 

جسم انسان از میلیونها میلیون سلول تشکیل شده است که در کنار هم، بافتهایی مانند ماهیچه‌ها، استخوان و پوست را می‌سازند. اغلب سلولهای طبیعی بدن در پاسخ به تحریکاتی که از داخل و خارج بدن به آنها وارد می‌شود، رشد و تولیدمثل می‌کنند و در نهایت می‌میرند. اگر این فرآیند در مسیر تعادل و صحیح خود اتفاق بیفتد، بدن سالم می‌ماند و عملکرد طبیعی خود را حفظ می‌کند. اما مشکلات، زمانی شروع می‌شود که یک سلول طبیعی دچار "جهش" و یا تغییر شده و به سلول سرطانی تبدیل می‌شود.

 

یک سلول طبیعی ممکن است بدون هیچ دلیل واضحی به یک سلول سرطانی تبدیل شود، ولی در اغلب موارد، تبدیل در اثر مواجهه مکرر با مواد سرطانزا مانند الکل و دخانیات صورت می‌گیرد. شکل ظاهری و نیز عملکرد سلولهای سرطانی شده با سلولهای طبیعی تفاوت دارد. جهش یا تغییر ایجاد شده در DNA یا ماده ژنتیکی سلول اتفاق می‌افتد. DNA همان مسئول کنترل شکل ظاهری و عملکرد سلول است. وقتی DNA یک سلول تغییر می‌کند، آن سلول با سلولهای سالم کنار خود تفاوت می‌یابد و دیگر کار سلولهای طبیعی بدن را انجام نمی‌دهد. این سلول تغییر یافته از سلولهای همسایه‌اش جدا می‌شود و نمی‌داند چه زمانی رشدش باید به پایان برسد و بمیرد. به عبارت دیگر سلول تغییر یافته از دستورها و علائم داخلی که سلولهای دیگر در کنترل آنها هستند، پیروی نمی‌کند و به جای هماهنگی با سلولهای دیگر خودسرانه عمل می‌کند.

 

وقتی سلول "جهش یافته" تقسیم می‌شود ، به 2 سلول جدید "جهش یافته" تبدیل می‌گردد و این فرآیند به همین ترتیب ادامه می‌یابد تا همان یک سلول موذی به توده‌ای از سلولها که تومور نامیده می‌شود، تبدیل می‌گردد. گاهی این تومورها، خوش خیم بوده و رشد نمی‌کنند. ولی در صورتی که سلولهای تومور رشد کنند و تقسیم شوند و سلولهای طبیعی اطراف خود را از بین ببرند و به نقاط دیگر بدن هم دست‌اندازی کنند، تومور بدخیم محسوب می‌شود. بزرگترین خطر تومورهای بدخیم، توانایی آنها در حمله به بافتهای سالم و پخش شدن در بدن است و این همان متاستاز سرطان است. هر چه تومورها رشد کنند و بزرگتر شوند، جلوی رسیدن مواد غذایی و اکسیژن را به سلولهای سالم می‌گیرند و با پیشرفت سرطان، سلولهای سالم می‌میرند و عملکرد و سلامت بیمار از بین می‌رود. اگر جلوی این فرآیند گرفته نشود، آنوقت است که سرطان به مرگ می‌انجامد.

 

سرطان یک بیماری عمومی است و می‌تواند علائم بسیاری از بیماریهای دیگر را که سرطان نبستند تقلید کند و وقتی که تشخیص سرطان داده شد آنوقت هر چه در بیمار اتفاق می‌افتد به سرطان نسبت داده می‌شود. چه بسیار بیماری‌هایی که در سرطانی وجود داشته و قابل معالجه بوده است و در اتوپی تشخیص داده شده است و اصولاً علت مرگ عوارض غیرقابل درمان نبوده است. باید به اینگونه بیماری‌های همراه توجه دقیق داشت درمان این عوارض گاهی سبب شده که بیمار مدتها زندگی راحتی داشته باشد. تشخیص به موقع اینگونه عوارض کمک فوق‌العاده‌ای به بیمار می‌کند.

 

 

 

سرطان، بیماری که با شنیدن اسمش ما را بیاد دردهای مزمن و درمان به صورت شیمیایی می اندازد. بیماری خطرناکی که با کم توجهی و عدم درمان به موقع می تواند به راحتی جان فرد بیمار را بگیرد. متاسفانه این بیماری مرموز امروزه به صورت بسیار گسترده در سطح جهان و بخصوص در ایران دیده می شود. برای آشنایی هر چه بیشتر شما دوستان محترم در این ایمیل از پرشین استار می خواهیم شما را با برخی نشانه های واقعی از سرطان که شاید جدی گرفته نمی شوند آشنا کنیم، امیدواریم محتویات این ایمیل مورد توجه تان قرار گیرد و همواره سلامت و شاداب باشید.

 

سرفه های تان تمامی ندارد

 

درست است که با وجود این همه آلودگی، قرار داشتن در معرض مواد آلرژی زا و البته آمدن زمستان دلایل زیادی را می توان برای سرفه های مداوم معرفی کرد، اما ابتلا به سرفه های طولانی و همراه شدن آنها با خونریزی را باید حتما جدی گرفت. ولی گذشته از سرفه های همراه با خون که هر کسی را نگران می کند، طولانی شدن سرفه های به ظاهر عادی را هم باید جدی گرفت.

 

مدفوع تان تغییر شکل داده

 

ظاهر آنچه هر روز دفع می کنید، می تواند پیام های زیادی را برایتان به همراه بیاورد. اگر مدفوع شما بزرگ تر از همیشه باشد یا اینکه تغییر شکل واضح و عجیبی در آن مشاهده شود، باید حتما به متخصص گوارش مراجعه کنید. شاید توده ای برسر راه دفع شما قرار گرفته باشد که می تواند باعث دفورمه شدن مدفوع شود. در چنین شرایطی حتما نباید منتظر خارج شدن خون از مقعد برای شک کردن به سلامتی تان بمانید، همین ظاهر عجیب هم برای مراجعه به متخصص و انجام کلونوسکوپی می تواند کافی باشد.

 

در ادرار یا مدفوع تان خون دیده اید

 

وجود خون در ادرار می تواند یکی از نشانه های ابتلا به سرطان کلیه یا مثانه باشد اما همیشه سرطان دلیل مشاهده خون در ادرار نیست. گاهی یک عفونت ادراری ساده هم می تواند به بروز چنین واکنشی منجر شود، پس در صورت مشاهده چنین نشانه ای اول از نبود عفونت مطمئن شوید سپس سراغ بررسی های پیچیده تر بروید.

 

اگر در مدفوعتان خون مشاهده کردید به هیچ وجه تصور نکنید که حتما از بواسیر باشد، بلکه می تواند نشانه سرطان روده باشد. پزشک باید سوالاتی از شما بپرسد و آزمایشاتی مثل کلونوسکوپی برایتان انجام دهد. همچنین بالا آوردن خون موقع سرفه کردن هم باید بدقت بررسی شود. البته اگر این اتفاق یک بار بیفتد ممکن است خطر جدی نباشد اما در صورت تکرار حتما باید به پزشک مراجعه کنید.

 

بی جهت در هر زمان درد می کشید

 

در هر سنی افراد ممکن است به دردهای مبهم یا حاد مبتلا شوند. اما درد حتی دردی مبهم ممکن است نشانه اولیه برخی سرطان ها باشد؛ البته در اغلب موارد احساس درد ناشی از سرطان نیست. هر دردی که طول بکشد باید بوسیله پزشک مورد بررسی قرار گیرد. پزشک با توجه به شرح حال بیمار تصمیم خواهد گرفت که آیا آزمایش های بیشتری مورد نیاز است یا نه، و چه نوع آزمایشی لازم است. حتی اگر سرطانی وجود نداشته باشد، شما از رفتن به نزد پزشک سود خواهید برد. پزشک می تواند با بررسی شما می تواند به شما کمک کند دریابید چه عاملی باعث درد شما شده است و برای تسکین دادن آن چه کار می شود کرد.

 

ناگفته نماند اغلب دردها به سرطان ربطی ندارند اما درد مداوم حتما باید با کمک متخصصان بررسی شود. همه کسانی که سردرد مداوم دارند، به سرطان مغز دچار نیستند اما چنین درد طولانی مدتی حتما باید با دقت بررسی شود. درد مداوم در سینه هم می تواند از نشانه های ابتلا به سرطان ریه باشد یا درد طولانی مدت در شکم ممکن است با سرطان تخمدان در ارتباط باشد.

 

خانم هایی که دچار درد در ناحیه شکم و احساس افسردگی به طور همزمان می شوند نیاز به چکاپ دارند. برخی محققان رابطه بین افسردگی و سرطان لوزالمعده را پیدا کرده اند که هنوز چندان شناخته شده نیست.

 

خال تان تغییر شکل داده

 

خیلی از ما خال هایمان را به دقت بررسی می کنیم، چرا که می دانیم هر نوع تغییر در تعداد و اندازه آنها می تواند یکی از نشانه های سرطان پوست باشد. اما باید تغییر در رنگدانه پوست را هم جدی بگیریم. همچنین اگر یک دفعه دچار خونریزی یا ورقه ورقه شدن پوست شدید، حتما باید به پزشک متخصص نشان دهید.

 

البته همه خال ها نشانه ابتلا به سرطان پوست نیستند اما شما هر تغییر شکل ظاهری در خال های تان را باید جدی بگیرید. خالی که خونریزی می کند، برجستگی بی رنگی که به خال تبدیل می شود یا برجستگی شبه خالی که نبوده اما ایجاد شده، همه باید با دقت توسط متخصص پوست بررسی شوند یا حتی با نمونه برداری از سرطانی نبودن شان اطمینان حاصل شود.

 

زخمـی که خـوب نمی شود

 

زخمی که سه هفته از ایجاد شدنش گذشته اما خوب نشده، یک زنگ خطر است. بدن شما به خودی خود باید توان ترمیم بافت هایش را داشته باشد اما اگر چنین اتفاقی بعد از گذشت سه هفته نیفتد، باید حتما احتمال ابتلا به سرطان را بررسی کنید.

 

خونریزی غیرعادی در خانم ها

 

خانم هایی که هنوز به یائسگی نرسیده اند، خیلی وقت ها به خونریزی های زودتر از زمان عادت ماهیانه بی توجهی می کنند. اما خونریزی بین دو عادت ماهیانه به خصوص وقتی عادت ماهیانه منظم است، نیاز به آزمایش و بررسی دارد. خونریزی بعد از رسیدن به سن یائسگی می تواند نشانه سرطان رحم باشد، بنابراین پزشک باید به دقت سابقه خانوادگی فرد را بررسی و بر حسب زمان خونریزی و سایر علائم، آزمایش فراصوت یا بیوپسی تجویز کند.

 

خونریزی واژینالی که خارج از چرخه ماهانه خانم ها اتفاق بیفتد، می تواند از ابتلا به سرطان دهانه رحم خبر دهد، درحالیکه خونریزی از مقعد می تواند حاکی از سرطان روده باشد. ممکن است خونریزی شما به هیچیک از این دلایل ایجاد نشده باشد، اما در هر حال باید با کمک متخصصان از این موضوع مطمئن شوید.

 

وزن کم کردن غیرمنتظره

 

بطور کلی کاهش وزن غیرمنتظره و بی دلیل باید مورد توجه قرار گیرد چون اغلب ما به سادگی وزن کم نمی کنیم. البته وقتی از کاهش وزن به عنوان نشانه سرطان صحبت می کنیم، منظومان چند کیلو کاهش وزن به علت افزایش فعالیت جسمی یا کم غذا خوردن به علت گرفتاری های شغلی نیست. اگر مردی بیش از 10 درصد وزن بدنش را در مدت کوتاهی در حد چند هفته از دست بدهد، زمان مراجعه به دکتر فرا رسیده است. پزشک شما معاینه جسمی عمومی از شما انجام خواهد، پرسش هایی در مورد رژیم غذایی و برنامه ورزشی تان و نیز وجود سایر علائم خواهد کرد. پزشک بر اساس اطلاعات به دست آمده آزمایش های لازم را تجویز خواهد کرد.

 

اگر نه رژیم گرفته اید و نه فعالیت بدنی تان بیشتر شده اما وزن تان به شکل قابل توجه و ناگهانی پایین آمده، باید نگران سلامت تان باشید. کاهش ناگهانی وزن که بدون تلاش های شما اتفاق افتاده باشد، نشانه خوبی نیست و ممکن است به خاطر وجود تومور های سرطانی در بدن تان ایجاد شده باشد.

 

برجستگی تازه وارد روی بدن

 

اگر روی سینه، گردن یا هر جای دیگر بدن تان برجستگی ای ایجاد شده که قبلا از آن خبری نبوده، حتما باید به متخصص مراجعه کنید. شاید توده ای که شما آن را غده چربی یا هر چیز دیگری تصور می کنید، یک غده سرطانی باشد که در حال پیشروی در بدن تان است. پس نه آن را فشار دهید و نه با آن بازی کنید، بلکه در اولین فرصت با کمک یک متخصص وضعیتش را بررسی کنید.

 

تب های مکرر یا عفونت

 

گرچه یک تب ساده نشانه ی مقابله بدن با یک عفونت است، اما تب دائمی یا طولانی مدت می تواند نشانه ی نوعی سرطان، مانند سرطان لنف باشد. لوسمی یا سرطان خون نیز نشانه هایی مانند عفونت مکرر، تب، خستگی، درد و دیگر نشانه های مشابه آنفولانزا دارد.

 

تب یا عفونت مکرر ممکن است علایم لوسمی (نوعی سرطان گلبول های قرمز که در مغز استخوان آغاز می شود) باشد. لوسمی باعث می شود مغز استخوان، گلبول های سفید غیرعادی تولید کند که این امر توانایی بدن را برای مقابله با عفونت از بین می برد. اغلب پزشکان پس از معاینه مکرر بیمارانی که از تب، درد و علایم مشابه آنفلوآنزای طولانی مدت شاکی اند سرطان خون را تشخیص می دهند.

 

ضعف و خستگی

 

ضعف و خستگی که با استراحت یا خواب کاهش نمی یابد، باید توسط پزشک بررسی شود و ممکن است نشانه ای از سرطان باشد که البته پزشک باید با توجه به نشانه های دیگر آن را بررسی کند.

 

سوءهاضمه

 

بیشتر خانم هایی که حاملگی را تجربه کرده اند انواع و اقسام مشکلات گوارشی که با بالا رفتن وزن برایشان اتفاق افتاده بود را به خاطر دارند. اما بروز مشکلات گوارشی و سوءهاضمه بدون هیچ دلیل مشخص می تواند خطرناک و نشانه زودهنگام سرطان مری، معده یا گلو باشد. بنابراین پزشک باید سابقه خانوادگی شما را بدقت بررسی کند و قبل از انتخاب آزمایشات لازم برای شما، سوالاتی در مورد سوءهاضمه تان بپرسد.

 

مشکل گرفتگی صدا

 

گرفتگی صدا یا احساس سنگینی گلو یا گیرکردن چیزی در نای ممکن است از علایم اولیه سرطان تیروئید باشد. سرفه منظم و گرفتگی صدا از علایم سرطان حنجره و نای به علت اثر فشاری است.

 

بروز دشواری در بلع غذا

 

دو نوع سرطان ممکن است دلیل سخت شدن بلع برای شما باشند؛ یکی سرطان گلو و دیگر سرطان مری. اگر در قورت دادن مشکل دارید، احتمالا رژیم غذایی تان را تغییر داده اید. پس جویدن چندان برایتان دشوار نیست. احتمالا بیشتر از سوپ، غذاهای مایع یا محلول های پروتئینی استفاده می کنید. اما این مشکل در قورت دادن می تواند نشانه سرطان gi باشد مثل مری. اغلب افرادی که با این نشانه روبه رو می شوند، سعی می کنند با خوردن غذاهای نرم تر کار خود را آسان کنند، اما واقعیت این است که مشکل آنها جدی تر از آن است که با تغییر دادن رژیم غذایی حل شود.

 

 

 

منبعasan002

مطالب جالب

منبع: Persian-star

حشره خواری که می تواند وزن یک انسان را تحمل کند

 

در سال 1910 میلادی، دو دانشمند در حالی که مشغول اکتشاف در جمهوری دموکراتیک کنگو (کنونی) بودند، با نوع عجیبی از حشره خوار پشمالو و نسبتا بزرگ برخورد کردند.

بومیان آن منطقه جانور را به سان یک قهرمان می دیدند و باور داشتند که استخوان ها، پوست یا حتی خاکسترش هم زمانی که در جنگ ها همراهشان باشد می تواند آنها را شکست ناپذیر کند.

در آن زمان، یکی از دانشمندان برای آنکه قدرت خارق العاده حشره خوار را نشان دهد، یکی از آنها را گرفته، روی زمین قرار داد و برای چند دقیقه رویش ایستاد؛ اقدامی که اگر از نزدیک شاهدش بودید یقین می یافتید باعث مرگ یا دست کم فلج شدن جانور می شود.

وقتی آن مرد از روی حیوان پایین آمد، جانور درنگی کوتاه کرده و سپس با چند تکان کوچکی که به بدن خود داد از جایش بلند شده و به سمتی رفت.

 

این ماجرا که شرحش در بولتن تاریخ طبیعی موزه ملی آمریکا آمده پرسش های زیادی را مطرح کرد که البته مهم ترینش این است: کدام انسانی می تواند برای چند دقیقه روی جانوری نحیف مانند این بایستد؟ و اینکه آن شخص این کار را روی چند جانور انجام داده تا به این نتیجه رسیده که حشره خوار گزندی در برابر فشار نمی بیند؟

اما شاید مهم ترین سوالی که بشود برایش جواب پیدا کرد این است: چطور موجودی که تنها 15 سانتی متر طول دارد می تواند در برابر این میزان فشار تحمل داشته باشد؟

حشره خواری که از آن حرف می زنیم، با نام حشره خوار قهرمان و زره پوش هم شناخته می شود و قدرت فوق العاده اش را از ستون فقرات بی مانندی می گیرد که با دیگر مهره داران فرق می کند و می توان گفت که در قلمرو حیوانات جالب توجه ترین ستون فقرات به شمار می رود.

اگر دست خود را روی پشت گردن تان بگذارید متوجه نوعی برآمدی در قسمت انتهایی آن خواهید شد. این ناحیه قسمتی از ستون فقرات است که ماهیچه ها و ربات ها به آن متصل می شوند. اغلب مهره داران شامل خود ما این برآمدگی را در راس هر کدام از مهره های ستون فقرات مان داریم و در برخی جانوران این برآمدگی در قسمت کناره های مهره ها دیده می شود.

براساس گفته ویلیام استنلی مدیر کلکسیون پستانداران در موزه فیلد شیکاگو، حشره خوار قهرمان اما بین 10 الی 20 عدد از این برآمدگی ها را روی مهره های ستون فقراتش دارد که از قسمت جلو و پشت مهره ها به هم چفت شده اند و همین ستون فقرات پیچیده است که قوت و توانایی جانور برای تحمل فشار را تا این اندازه بالا برده.

براساس گفته استنلی ستون فقرات این جانور به نسبت اندازه بدنش چهار برابر محکم تر از هر مهره دار دیگری است و علت آن به فرایند تکامل جانور باز می گردد: ستون فقرات حشره خوار قهرمان فرسنگ ها از هم نوعانش فاصله دارد. به بیان دیگر یک گونه معمولی از این موجود را داریم که در یک طرف طیف قرار دارد و در سمت دیگر طیف نیز گونه قهرمان وجود دارد و در این میانه، هرجانور که وجود داشته باشد فاقد ستون فقرات است.

دانشمندان باور دارند که این اختلاف فاحش از تکامل سریع ستون فقرات جانور شکل می گیرد و از آن تحت عنوان تعادل نقطه ای یاد کرده اند، زیرا همانطور که گفته شد، هیچگونه شکل میانه ای از این ستون فقرات میان دوگونه یاد شده وجود ندارد و همین مساله نشان می دهد که تکامل این حشره خوار به یکباره رخ داده است.

در سال 2012 میلادی، استنلی به کنگو سفر کرد تا در مورد انتقال بیماری در جوندگان تحقیق کند و آنجا بود که حشره خوار تازه ای را کشف کرد. استنلی جانور را با خود به موزه فیلد آورد و بعد از تحلیل DNA آن متوجه شد که مهره دار کشف شده همان حشره خوار قهرمان است و تنها کمی با نمونه اصلی اش فرق می کند.

بعد از کالبد شکافی جانور مشخص شد که ستون فقرات آن استحکام نوع قهرمان را ندارد و در نتیجه استنلی به این نتیجه رسید که گونه میانه آن را پیدا کرده است.

 

در واقع مشخص گردید که گونه تازه کشف شده بین هفت تا هشت مهره در ناحیه کمر خود دارد که این رقم برای حشره خوار قهرمان برابر با 10 الی 11 عدد است و نیمی از برآمدگی های موجود در آنها هم در قسمت های کناره مهره ها قرار داشتند.

البته این مهره ها مانند آنچه در ابتدا گفتیم به هم قفل شده بودند، با این همه کمی پهن تر به نظر می رسیدند. استنلی نام جانور را از روی اسم شخصی به نام Thor Holmes که الهام بخش فعالیت های تحقیقاتی اش روی پستانداران بوده، حشره خوار قهرمان تور (Thor’s hero shrew ) گذاشت.

استنلی می گوید: این گونه جدید جانوری ویژگی هایی را از خود به نمایش می گذارد که می توانستند در حد میانه باشند. یکی از احتمالات در این باره آن است که نوعی رویداد تعادل نقطه ای رخ داده یعنی ستون فقرات این حشره خوار شکلی استاندارد داشته و ناگهان اولین گونه از حشره خوار قهرمان از آن پدید آمده و این گونه ای هم که ما اخیرا کشف کرده ایم از همان تولید شده است.

بنابراین تا به اینجای کار دو گونه مختلف از حشره خوار قهرمان کشف شده اند که ستون فقرات محکمی دارند اما سوال اینجاست که چرا؟چرا ستون فقرات این جانور تا این اندازه محکم است (در حالی که برای حمل انسان خلق نشده)؟

استنلی بعد از کشف حشره خوار قهرمان تور به یاد مکالمه ای افتاده که 15 سال پیش با یکی از همکارانش به نام لاین رابینز داشته. رابینز در جریان دوران اقامت خود در آفریقا با نمونه اصلی از حشره خوار قهرمان برخورد نموده و حتی نظریه ای را هم در مورد هدف از شکل گیری این ستون فقرات در آن مطرح نموده.

رابینز گفته بود محلی ها با تکان دادن برگ های خشک نخل ها که روی زمین افتاده بودند، به دنبال لانه سوسک ها می گشته اند و همین نخلستان ها محل تکثیر حشره خوارهای قهرمان است.

فرضیه رابینز این است که حشره خوارها به شیوه ای مشابه به همین، حشرات را شکار می کنند و خود را میان برگ ها و تنه های درختان فشرده می کنند و برای کنار زدن ساقه ها و دستیابی به طعمه ها از کمر و ستون فقراتشان استفاده می کنند.

براساس گفته استنلی جانور احتمالا از این شیوه برای کنار زدن صخره ها، سنگ ها، تنه های درختان و موارد دیگر نیز استفاده می کنند و بعضا پیش می آید که جانور برای شکار مجبور است به زیر این اشیاء برود و فشار زیادی را تحمل کند. لذا استدلال دانشمندان فعلا این است که حشره خوار قهرمان برای کنار زدن این موانع سنگین و دسترسی به کرم های زیر زمینی به چنین ستون فقرات قدرتمندی نیاز دارد.

 

منبع:گروه اینترنتی خورشید

داستان تنباکو و تاثیر نیکوتین بر بدن انسان

ستفاده از نیکوتین و دخانیات در جوامع امروزی به امری طبیعی تبدیل شده به حدی که درصد بالایی از مردم هر کشور روزانه میلیون ها دلار هزینه خرید سیگار می کنند. شیوع این مسئله در میان جوانان و نوجوانان نیز اتفاق نگران کننده دیگری است. بیش از 85 درصد آمریکایی های بالغ تایید می کنند که در سنین زیر 21 سال به سیگار آلوده بوده اند و این رقم چندان بهبود نیافته.

اما تنباکو تاریخچه ای بسیار طولانی تر از زنگ تفریح دبیرستانی ها یا پنهانی سیگار کشیدن نوجوانان پس از مدرسه دارد. گل توتون 6 هزار سال پیش از میلاد مسیح در آمریکا کشف و کشت داده شد و از آن زمان، مردم در حال دود کردن یا جویدن برگ این گیاه هستند.

تنباکو حتی در همان روزهای ابتدایی اش هم بحث برانگیز بود، مردم معتقد بودند که این گیاه خواص پزشکی دارد و در قرون وسطی حتی در برابر طاعون خیارکی، از آن استفاده شد. اوایل سده 17 میلادی، شک و تردیدی میان پدید آمدن بیماری هایی نظیر سرطان و استفاده از تنباکو به وجود آمد.

با اینکه هزاران نوع ماده شیمیایی در گیاه تنباکو وجود دارد (و سازندگان سیگار چند صد مدل دیگر هم به آن می افزایند)، آنچه سبب می شود مردم مرتبا سیگار بکشند و از آن لذت ببرند، یک ماده شیمیایی به نام «نیکوتین» است.

 

تنباکو عضوی از خانواده کشنده بادنجانیان (نام های دیگر: سولاناسه، سیب زمینیان، بلادونا) است، خانواده ای که سیب زمینی، گوجه فرنگی، بادنجان و فلفل دلمه ای از اعضای دیگر آن هستند؛ خانواده ای غنی از آلکالوئیدها.

در حدود 5 درصد از کل وزن گیاه تنباکو را نیکوتین (C10H14N2)، مایع آلکالوئید طبیعی تشکیل داده. آلکالوئید ماده ای است که توسط کربن، هیدروژن، نیتروژن و گاهی اوقات اکسیژن تشکیل شده و می تواند تاثیرات نیرومندی روی بدن انسان داشته باشد. یک لیوان چای و قهوه ای که هر روز صبح می نوشید، نوع دیگری از آلکالوئید به نام کافئین را در خود دارد.

سیگارها به طور معمول 10 گرم نیکوتین را شامل می شوند که بسته به نوع برند گاهی اوقات تا 20 میلی گرم هم بالا می رود. وقتی که سیگار می کشید و دود را وارد ریه های خود می کنید، در حدود 1 تا 2 میلی گرم از آن وارد جریان خود می شود.

پس بگذارید دقیق تر و در سطوح سلولی به بررسی اثر نیکوتین روی بدن بپردازیم و ببینیم که این ماده چگونه شیوه کارکرد بدن مان را تغییر می دهد.

نیکوتین در بدن

 

فقط ده ثانیه پس از فرو بردن دود سیگار، نیکوتین از طریق پوست و لایه های مخاطی بینی، دهان و ریه ها جذب بدن شده، وارد جریان خون می شود و به مغز می رسد. نیکوتین غدد آدرنال یا فوق کلیوی را تحریک و مجبور به تولید اپی نفرین می کند، هورمون و انتقال دهنده ای عصبی که به نام آدرنالین نیز می شناسیم.

این اتفاق سبب افزایش ضربان قلب و فشار خون شده در حالی که رگ های خونی منقبض می شود. از طرفی دیگر، نیکوتین تولید دوپامین را هم تحریک می کند. دوپامین یک انتقال دهنده عصبی دیگر است که بخش لذت در مغز را تحت کنترل خود دارد.

سطح ریوی شامل میلیون ها کیسه هوای کوچک به نام آلوئولی است و وقتی دود سیگار را به درون ریه می فرستیم، تمام سطوح آن درگیر جذب نیکوتین می شوند. حفره های ایجاد شده به نام آلوئولی، سطح جذب را تا بیش از 40 برابر نسبت به سطح پوست افزایش می دهند و این امر سبب می شود که موثرترین راه برای وارد کردن نیکوتین به درون خون، کشیدن سیگار باشد.

با این حال، نیکوتین فقط چند ساعت درون خون باقی می ماند و نیمه عمری در حدود یک یا دو ساعت دارد که این یعنی 6 ساعت پس از کشیدن سیگار، تنها 0.031 میلی گرم از یک میلی گرم درون خون باقی مانده است.

نیکوتین همچنین از طریق دستگاه گوارش و پوست نیز جذب می شود. به این طریق، بسیاری از افراد سیگاری که می خواهند ترک کنند، به برچسب های پوستی یا نیکوتین جویدنی رویی می آورند.

به محض ورود نیکوتین به بدن، آنزیم های درون کبد، حدود 80 درصد از این ماده را در هم می شکنند و متابولیت کوتینین ساخته می شود. نیکوتین همچنین از طریق شش ها نیز به نیکوتین اکسید و کوتینین تبدیل می شود.

کوتینین و دیگر متابولیت ها از طریق ادرار دفع شده و مقادیری از آن در بزاق و مو نیز دیده می شود. کوتینین طول عمری 16 ساعته دارد که یعنی اگر طی یک روز گذشته سیگار کشیده باشید، در ادرار شما اثرت آن قابل مشاهده است.

اثرات نیکوتین

 

تا به حال از خود پرسیده اید که چرا افراد سیگاری در لحظات پر استرس و ناخوشایند میل بالایی به کشیدن سیگار دارند؟ دلیل آن واضح است، نیکوتین به بدن انسان کمک می کند تا احساس آرامشی موقتی پیدا کند و در عین حال استرس، اضطراب و حتی درد را کاهش می دهد.

به رغم آرام سازی، نیکوتین اما استرس فیزیکی را نیز افزایش می دهد؛ اثرات این ماده پارادوکس جالبی دارند. نیکوتین فعالیت سیستم عصبی مرکزی را بالا می برد اما بسته به میزان مصرف و شخص مصرف کننده، نیکوتین آرام بخش هم می تواند باشد. برخی تحقیقات نشان می دهد که شاید فقط عمل سیگار کشیدن سبب آرام شدن می شود، چون نیکوتین در عمل یک محرک است، نه آرام بخش.

وقتی برای بار اول دود را به درون می کشید، نیکوتین سبب می شود که بدن شما اپی نفرین آزاد کند. اپی نفرین سیستم عصبی سمپاتیک را فعال کرده که این یعنی تعداد تنفس در دقیقه افزایش یافته اما زمان آن کاهش می یابد در نتیجه اگرچه با سرعت بیشتری نفس می کشیم اما میزان هوای وارده کمتر از حد عادی است. فعال شدن سیستم عصبی سمپاتیک باعث بالا رفتن ضربان قلب و جریان خون نیز می شود.

نیکوتین می تواند منجر به مقاومت انسولینی، حساسیت به انسولین، توسعه سندروم متابولیک، نوع 2 دیابت و بیماری های قلبی عروقی شود. این ماده شیمیایی قادر است تا هورمون های تیروئییدی، هیپوفیزی، جنسی و فوق کلیوی را نیز تحت تاثیر خود قرار دهد. نیکوتین بدن را تحریک می کند تا سطح بالایی از آندروژن آدرنال تولید کند که به بیان ساده تر یعنی سبب اختلال در متابولیسم گلوکز، قند اصلی بدن می شود.

در ادامه ازدیاد قند خون را حاصل شده و مقاومت انسولینی پدید می آید. مقاومت انسولینی نه تنها سبب افزایش احتمال دیابت نوع 2 می شود، بلکه خطر ابتلا به بیماری های قلبی را نیز در پی دارد.

نیکوتین و مغز

 

حضور نیکوتین، نوع عملکرد مغز را تغییر می دهد. بگذارید مغز را به یک کامپیوتر تشبیه کنیم. همانند یک کامپیوتر، مغز شما نیز پردازش می کند، اطلاعات را ذخیره کرده و در مواقع لزوم از آن ها بهره می گیرد. در یک کامپیوتر، اطلاعات به شکل الکتریسیته در طول سیم ها حرکت می کنند. در واقع، انتقال اطلاعات یک پروسه باینری است که کلیدها یا خاموش یا روشن هستند.

در مغز، نورون ها سلول هایی هستند که اطلاعات را حمل کرده و درون خود دارند. هر نورون، از هزاران نورون دیگر مغز ورودی دریافت می کند، آن را پردازش کرده و پیش از ارسال آن به سمتی دیگر، تغییرات لازم را ایجاد می کند. گروهی از پیام رسان های شیمیایی به اسم نوروترنسمیتر یا انتقال دهنده عصبی، بین دو سلول قرار گرفته و جریان الکتریسیته را منتقل می کنند.

هر انتقال دهنده عصبی، خانواده و گیرنده ای مخصوص به خود را دارد. نیکوتین به سبب شباهت ظاهری فراوان به استیل کولین، خود را به جای آن معرفی کرده و به گیرنده ها می چسبد. با این حال، برخلاف استیل کولین، نیکوتین توسط بدن تنظیم و تولید نمی شود. در حالی که نورون ها مرتبا مقادیر مشخصی از استیل کولین را آزاد می کنند، نیکوتین، نورون های کولینرژیک را در بخش های مختلف بدن فعال می سازد. نورون های کولینرژیک از استیل کولین برای ارتباط با دیگر نورون ها استفاده می کنند.

به دنبال سیگار کشیدن و تحریک و قطع نامنظم ورود نیکوتین به خون، بدن آزادسازی استیل کولین را افزایش داده و منجر به بالا گرفتن فعالیت مسیر کولینرژیک در مغز می شود. افزایش فعالیت مسیر کولینرژیک سبب می شود تا بدن و مغز به تحرک افتند و شخص احساس پر انرژی بودن پیدا می کند.

تحریک نورون های کولینرژیک همچنین سبب افزایش میزان دوپامین دریافتی توسط سیستم لیمبیک نیز می شود. در نتیجه این عمل، بخش پاداش در مغز شما فعال شده و احساس رضایت می کنید. وقتی ماده ای مثل کوکائین یا نیکوتین، مسیر پاداش را در مغز فعال کند، شخص موقتا احساس خوشحالی دارد و پس از فروکش کردن این حس، دوباره به مصرف ماده تمایل نشان می دهد.

انتقال دهنده عصبی دیگری به نام گلوتامات نیز در نتیجه ورود نیکوتین به خون آزاد می شود. گلوتامات در زمینه یادگیری و حافظه موثر بوده و رابطه میان دسته های نورونی را بهتر می کند. قدرتمندی این ارتباط می تواند پایه فیزیکی حافظه در انسان باشد. گلوتامات می تواند ایجاد کننده چرخه احساسات مثبت باشد و پس از پاک شدن آن از خون، شخص مایل است تا دوباره به آن حالت باز گردد.

نیکوتین همچنین سطح دیگر مواد شیمیایی و انتقال دهنده های عصبی را هم بالا می برد و با وارد کردن این ماده به بدن، ده ها مسیر اصلی پدید می آید که در بدن افراد عادی چنین نیست.

اعتیاد به نیکوتین

 

نیکوتین به اندازه کوکائین و هروئین اعتیاد آور است و ترک آن نیز بسیار دشوار. در هر سیگار 10 میلی گرم نیکوتین وجود دارد و اگر بدن فقط یک دهم از آن را دریافت کند، برای ایجاد حس اعتیاد کافی است. تقریبا 85 درصد افرادی که اقدام به ترک سیگار می کنند، پس از یک هفته دوباره از سر می گیرند و قادر به ترک عادت خود نیستند.

افزایش اشتها، بی خوابی و اختلالات خواب، مشکلات دستگاه گوارش، اضطراب، خشم، خستگی، افسردگی، کج خلقی و بی قراری، از جمله علائمی هستند که در فرد پس از اقدام به ترک سیگار پدید می آید.

در نتیجه جایگزینی نیکوتین در سیناپس ها، بدن مرتبا نیازمند آن می شود. بنابراین دو ساعت پس از اولین سیگاری که کشیده اید، مغز درخواست یک سیگار دیگر می کند تا نیکوتین کافی را از آن بگیرد. اما برای اینکه تاثیر مثل همان بار اول باشد، بدن هر بار درخواست نیکوتین بیشتری می کند و اینگونه است که برخی از افراد روزانه بین یک تا چند پاکت سیگار را مصرف می کنند و باز هم میل به سیگار کشیدن در آن ها وجود دارد.

حتما لازم نیست سیگار بکشید یا دود آن را وارد ریه های خود کنید تا معتاد شوید. محصولات غیر دودی تنباکو هم اعتیاد آور هستند. هر نوع محصولی که بالاتر نام آن ها آورده شد و حاوی نیکوتین باشد، می تواند نیاز بدن را فراهم کند.

عمدتا بهترین راه برای ترک سیگار، بهره گیری از مشاوره های روانی است که به شخص کمک می کند تا چگونه بر این مشکل فائق آمده و اراده ترک را پیدا کند.

مضرات نیکوتین

 

هر سال، بیش از 440 هزار نفر به دلیل استفاده از سیگار می میرند و در ازای هر یک نفری که می میرد، 20 نفر وجود دارند که با بیماری های مرتبط با سیگار هنوز زنده هستند اما شاید سال آینده بخشی از این نیم میلیون نفر باشند.

مصرف تنباکو به هر شکلی، مشکلات جدی برای سلامتی ایجاد می کند. دود حاصل از سوختن تنباکو، حداقل 250 نوع ماده شیمیایی بسیار سمی در خود دارد که سبب سرطان می شوند. عادت روزانه کشیدن یک تا چهار سیگار در هر روز به راحتی می تواند شانس ابتلا به بیماری های قلبی را تا حد بالایی افزایش دهد.

ذات الریه، نفخ، عفونت های دستگاه تنفسی، آب مروارید، مشکلات چشمی و برخی سرطان های مرتبط با دهان، حلق، حنجره، ریه، مری، معده، لوز المعده، گردنه رحم، کلیه، مثانه، لوسمی و… نیز می توانند در نتیجه بودن در معرض دود سیگار باشد. کافی است روزی چند سیگار بکشید تا احتمال ابتلا به تمامی موارد فوق را افزایش دهید.

شانس ابتلا به سرطان و مرگ از این طریق تقریبا 50 درصد نسبت به افراد عادی بیشتر است. اثرگذاری سیگار بر سرطان ریه به قدری بالا است که از هر 10 نفر، 9 نفر به این طریق سرطان گرفته اند.

همانطور که بالاتر نیز ذکر شد، افراد سیگاری احتمال بالایی در ابتلا به مقاومت انسولینی و در نتیجه دیابت نوع 2 دارند. بیماری های مرتبط با دندان و لثه، ایجاد مشکل در دوران بارداری، تغییر رنگ پوست و سالخوردگی سریع، از دیگر مشکلاتی هستند که نیکوتین سبب می شود. به طور متوسط، افراد غیر سیگاری ده سال عمر طولانی تری نسبت به مصرف کنندگان سیگار دارند.

علی رغم دانش کنونی بشر، در گذشته، آمریکایی های اصیل و سرخپوست ها، نه تنها در مراسم های خاص تنباکو مصرف می کردند، بلکه معتقد بودند که خواص دارویی بسیاری هم دارد. که البته شاید هم داشته باشد. پژوهش های کنونی نشان می دهد که نیکوتین اگر به شیوه درستی وارد بدن شود (و نه با سیگار و به همراه صد ها ماده سمی دیگر) می تواند تاثیرات مثبتی در جلوگیری از ابتلا به پارکینسون و آلزایمر داشته باشد. شیزوفرنی، افسردگی، اضطراب دائمی و بسیاری بیماری های روحی دیگر نیز با مصرف نیکوتین قابل درمان هستند اما باید یک بار دیگر بگوییم که نه با سیگار کشیدن، بلکه راهکاری پزشکی و بی ضرر.

 

منبع:گروه اینترنتی خورشید

عجیب و غریب و جالب در مورد عطسه

ناگهان بینی شما می‌خارد، نفس عمیقی می‌کشید، نفستان را نگه می‌دارید، و سپس عطسه می‌کنید. عطسه کردن در اغلب اوقات، واکنشی است که بینی‌تان را از شر محرک‌های ناخواسته‌ای مانند گرد و غبار، موی گربه، یا گرده گیاهان می‌رهاند، و روش بدن شما برای خلاص شدن از شر چیزهایی است که نباید به داخل ریه‌هایتان فرو ببرید.

اما چیزهای بسیار بیشتری در مورد عطسه کردن وجود دارد. این مطلب را بخوانید تا از ۷ حقیقت کمتر شناخته شده در مورد این پدیده بسیار رایج آگاه شوید.

۱. خورشید می‌تواند یک محرک باشد

آآچووو! این فقط صدایی نیست که در زمان عطسه کردن ایجاد می‌کنید! بلکه مخفف یک سندرم عطسه نه چندان نادر می‌باشد که بطور رسمی‌autosomal dominant compulsive helio-ophthalmic outbursts of sneezing نامیده می‌شود. این عبارت، توصیف کننده پدیده عطسه در هنگامی است که شما به خورشید نگاه می‌کنید. نه فقط خورشید، هر نور روشنی می‌تواند یک واکنش زنجیره‌ای از عطسه را برای کسی که مبتلا به آآچووو هست، به ارمغان بیاورد.

دانشمندان تخمین می‌زنند که این وضعیت، بین ۱۰ و ۳۵ درصد از افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد، اما از آنجا که واقعا هیچ گونه ضرری ندارد، بخوبی مورد مطالعه قرار نگرفته است. تنها مطالعات انگشت شماری در مورد این عطسه وجود دارند، بنابراین جای تعجب ندارد که دانشمندان دقیقا مطمئن نباشند که چه چیزی باعث آن می‌شود. برخی معتقدند که آن، یک ناهنجاری در سیستم عصبی پاراسمپاتیک است، بقیه می‌گویند که آن، یک صفت باقیمانده از فرایند تکامل است. تحقیقی مرتبط با سال ۲۰۱۰ از سوئیس نشان می‌هد مغز افرادی که مبتلا به این مدل عطسه هستند، فقط راحت‌تر از دیگران هیجان زده می‌شود!

۲. عطسه می‌تواند بعد از رابطه جنسی نیز اتفاق بیفتد

بله، عطسه کردن بعد از رابطه جنسی، بیشتر از آنچه فکر می‌کنید، اتفاق می‌افتد. محققان کاملا مطمئن نیستند که چرا این اتفاق می‌افتد اما معتقدند که دلیل آن مربوط به سیستم عصبی پاراسمپاتیک است که چیزهایی مانند ضربان قلب، هضم، بافت‌ها و مایعات مرتبط با برانگیختگی جنسی را تنظیم می‌کند.

۳. سرعت یک عطسه ممکن است شما را متعجب کند

در دهه ۱۹۵۰، ویلیام فرث، زیست شناس هاروارد، تخمین زد که یک عطسه می‌تواند سرعتی معادل ۱۰۰ متر بر ثانیه داشته باشد، که می‌شود حدود ۳۶۰ کیلومتر در ساعت! در حالیکه اکنون بنظر می‌رسد تخمین فرث کاملا اغراق آمیز است، اما عطسه‌ها قطعا با شدت حرکت می‌کنند. یک مطالعه توسط یک تیم از دانشمندان در سنگاپور دریافت که عطسه‌ها تا سرعت ۱۶ کیلومتر در ساعت حرکت می‌کنند.

۴. شما نمی‌توانید در خواب عطسه کنید

آیا تا بحال فکر کرده‌اید که چرا هرگز در حال عطسه کردن از خواب بیدار نمی‌شوید؟ پاسخ به این سوال، دانشمندان را نیز متعجب کرده است. هنگامیکه دراز می‌کشید، غشاهای مخاطی در بینی شما در واقع متورم می‌شوند که باید باعث شود به ذرات گرد و غباری که در داخل و خارج سوراخ‌های بینی‌تان در گردشند، حساس‌تر شوید. اما معلوم شده که در طول خواب REM (خواب عمیق و آرامی که وقتی رویا می‌بینید، در آن هستید) تمام عضلات بجز آنهایی که چشمها را کنترل می‌کنند، عملا از کار می‌افتند!

ماهیچه‌هایی که برای عطسه کردن، منقبض و منبسط می‌شوند نیز، جزو آن عضلات از کار افتاده هستند، و حتی هنگامیکه شما در خواب REM نیستید، نورون‌های مسئول ایجاد عطسه، باز هم سرکوب می‌شوند. بنابراین در حالیکه عطسه کردن در خواب غیر عمیق، ممکن است، اما هنوز هم بسیار بعید می‌باشد!

۵. نمی‌توانید چشمانتان را در هنگام عطسه کردن باز نگه دارید

هر کسی که در دوران مدرسه دچار آلرژی بوده باشد، این طعنه را بخوبی می‌شناسد: «مراقب باش چشمات در نیاد!» با اینحال، برخلاف منطق یک فرد ۱۰ ساله، یک عطسه هر چقدر هم که قوی باشد، قرار نیست چشمان شما را از حدقه بیرون بیاورد! پس چرا ما در هنگام عطسه کردن، چشمانمان را می‌بندیم؟ این فقط یک رفلکس است. اعصاب بینی شما در واقع به اعصاب موجود در چشمان شما متصل هستند، بنابراین هنگامیکه عطسه می‌زنید، این تحریک باعث می‌شود که برای یک لحظه، چشمانتان را ببندید، حتی اگر سعی کنید این کار را نکنید!

۶. آنها حتی یک لحظه هم باعث ایست قلب شما نمی‌شوند

عطسه کردن، سرعت تپش قلبتان را کم می‌کند. در مورد اولین کاری فکر کنید که وقتی آن غلغلک را در بینی‌تان احساس می‌کنید، انجام می‌دهید: شما یک نفس بزرگ و عمیق می‌کشید و آن را نگه می‌دارید. آن نفس عمیق، عضلات را در قفسه سینه شما سفت می‌کند و فشار را در ریه‌های شما افزایش می‌دهد، که تمام اینها، جریان خون به قلب شما را بند می‌آورد. آنگاه بطور لحظه‌ای فشار خونتان کاهش یافته، و ضربان قلبتان افزایش پیدا می‌کند.

هنگامیکه شما اجازه می‌دهید تمام آن هوا در یک بازدم بزرگ خارج شود، فشار خون شما به سرعت دوباره به حال قبل بر می‌گردد و ضربان قلبتان کاهش می‌یابد. به گفته محققان در کتابخانه کنگره، این افت ناگهانی می‌تواند باعث شود که بنظر برسد قلبتان برای یک ثانیه متوقف شده است، اما برای اکثر افراد، قلب، فقط کمی آهسته‌تر می‌زند، همین.

۷. شما باید در هنگام عطسه کردن، جلوی دهانتان را بگیرید

مادرتان بی دلیل به شما گوشزد نمی‌کرد که جلوی دهانتان را در هنگام عطسه یا سرفه کردن بگیرید. محققان در دانشگاه MIT، عطسه‌ها را در رده «حباب‌های شناور چند فازی» دسته بندی کرده‌اند. این اساسا بدین معناست که ذرات ریز عطسه‌ی شما، که شامل تعداد زیادی باکتری هستند، برای مدتی طولانی‌تر از آنچه تصور می‌شود، در هوا معلق می‌مانند. آن قطرات کوچک از بزاق، مانند پر در باد، در پیرامون شما شناورند، تا زمانیکه در نهایت لحظاتی بعد روی محل یا شخص از همه جا بی خبری بنشینند!

منبع:گروه اینترنتی خورشید

از روی مبل بلند شوید، و به باشگاه بروید

 

نگیزه‌تان را از دست داده‌اید و به دلگرمی نیاز دارید؟ این مقاله، ۵۰ دلیل محکم در اختیارتان قرار می‌دهد تا آن غذای بدرد نخور را کنار بگذارید، از روی مبل بلند شوید، و به باشگاه بروید و تمرین کنید.

۱. چون مهم نیست در حال حاضر چقدر خسته یا تحت فشار هستید، بعد از تمرین، قطعا احساس بهتری خواهید داشت.

۲. شما می‌دانید کاری که انجام می‌دهید معرف شخصیتتان است، در نتیجه اجازه نخواهید داد که به یک آدم ترسو و کم اراده تبدیل شوید.

۳. از پوشیدن جین‌های گل و گشاد خسته شده‌اید.

۴. حالتان از داشتن شکم شل و ول بهم می‌خورد.

۵. هیچ انتخاب دیگری وجود ندارد. این کار باید انجام شود!

۶. برای آنکه فردا، احساس تاسف و پشیمانی نکنید.

۷. برای آنکه از شروع کردن ورزش در «شنبه‌ی دیگه» خسته شده‌اید! امروز، روز انجام آن است!

۸. در جایی، کسانی هستند که مصدوم، بیمار یا روی تخت بیمارستان هستند، و آرزو دارند که می‌توانستند ورزش کنند. به احترام آنها تمرین کنید.

۹. تنبل بودن، بسیار وحشتناک است.

۱۰. اسکات، شگفت انگیز است. نیازی به بحث بیشتر نیست، چه کسی از یک باسن خوش فرم بدش می‌آید؟

۱۱. شما از داشتن بازوها و قفسه سینه‌ی کوچک خسته شده‌اید.

۱۲. باید از شر سینه‌های مردانه خلاص شوید.

۱۳. باید از شر بازوهای شل و ول هم خلاص شوید.

۱۴. چون شما می‌توانید در ساختن سرنوشت خودتان، نقش داشته باشید.

۱۵. تعهد شما همیشه به یک نفر الهام می‌بخشد، پس سعی کنید الهام بخش باشید.

۱۶. شما احساس اعتماد بنفس و کنترل بیشتری می‌کنید.

۱۷. حفظ تناسب اندامتان به شما کمک می‌کند که در اتاق خواب، عملکرد بهتری داشته باشید!

۱۸. چون می‌خواهید با توجه به سنتان، جوان بنظر برسید، نه پیر!

۱۹. شما در باشگاه، اطراف افرادی با اهداف مشابه هستید، و این، انگیزه بخش است. همین حالا به باشگاه بروید.

۲۰. ورزش کردن، خواب شما را بهبود می‌بخشد.

۲۱. ورزش کردن، انرژی شما را افزایش می‌دهد.

۲۲. رفتن به باشگاه باعث می‌شود که احساس بهتری در مورد بستنی که دیشب خوردید، پیدا کنید (کمتر عذاب وجدان خواهید داشت).

۲۳. حتی اگر تمایل دارید که فقط یک تمرین سبک انجام دهید، احتمال دارد که بعد از آن چند ست اول، نیرو و انگیزه‌تان افزایش یافته و یک تمرین سنگین داشته باشید.

۲۴. تمرین با وزنه، بسیاری از مشکلات را حل می‌کند! می‌گویید نه؟ امتحان کنید.

۲۵. زمان آن است که آن جانور جذاب درونتان را آزاد کنید.

۲۶. شما هر روز دوش می‌گیرید، بنابراین بدبو نیستید. حالا که بدنتان بوی بد نمی‌دهد، وقت آن است که ورزش کنید!

۲۷. حرکت و جنبش، یعنی زندگی!

۲۸. فکر کردن در مورد اینکه آیا باید تمرین کنید یا نه، مانند یک شکنجه است. تمرین کردن، راحت‌تر از فکر کردن به آن بمدت ۴ ساعت است. پس تمرینتان را انجام دهید.

۲۹. اندورفین‌ها، یک ضد افسردگی عالی هستند.

۳۰. هنگامیکه برگشتید، می‌توانید بازیهای ویدیویی انجام دهید.

۳۱. آرنولد شوارتزنگر را می‌شناسید؟ اسلحه‌هایی که در فیلم‌ها دست می‌گیرد را با بقیه مقایسه کنید!

۳۲. چون موفقیت در باشگاه، قطعا به ایجاد موفقیت در بخش‌های دیگر زندگی‌تان کمک می‌کند.

۳۳. ورزش، فشار خون را کاهش می‌دهد و ارزان‌تر از دارو هم هست!

۳۴. ورزش، خطر ابتلای شما به دیابت نوع ۲ را کاهش می‌دهد.

۳۵. ورزش منظم، کمک می‌کند که تعادل هورمونی بیشتری داشته باشید.

۳۶. تمرینات مقاومتی نیز، استخوان‌های قوی‌تری برایتان می‌سازند.

۳۷. عضله‌ی اضافی، متابولیسم شما را افزایش می‌دهد.

۳۸. ورزش کردن به شما امکان می‌دهد که مشکلاتتان را برای یک ساعت کنار بگذارید، و وانمود کنید که وجود ندارند. بسیار خوب است که کمی از تنش‌های زندگی رها شوید.

۳۹. شما در ساحل، بهتر بنظر خواهید رسید.

۴۰. ورزش، دژنراسیون مفصل که با بالا رفتن سن اتفاق می‌افتد را کند می‌سازد.

۴۱. اگر ورزش نکنید، یعنی به خودتان احترام نمی‌گذارید.

۴۲. از پوشیدن لباس‌های تیره (چون شما را لاغر نشان می‌دهند) خسته شده‌اید.

۴۳. چون مادرتان، یک آدم ضعیف و بی عرضه بزرگ نکرده است!

۴۴. ورزش، کمک می‌کند صرفنظر از اینکه چطور بنظر می‌رسید، احساسی باورنکردنی داشته باشید.

۴۵. پایبند بودن به تعهداتتان، عزت نفس شما را بهبود می‌بخشد.

۴۶. ورزش به کاهش کمر درد کمک می‌کند.

۴۷. ورزش، سطوح چربی احشایی را کاهش می‌دهد. پس نه تنها بهتر بنظر خواهید رسید، بلکه شانس زندگی طولانی‌تری پیدا خواهید کرد.

۴۸. چون هیچکس دوست ندارد بعد از بالا رفتن از پله‌ها، نفس نفس بزند.

۴۹. آیا قهرمانان دوران کودکی‌تان و اینکه چرا شروع به وزنه زدن کردید را به خاطر می‌آورید؟ وقت آن است که مانند قهرمانان دوران کودکی‌تان شوید. حالا نه، پس کی؟

۵۰. ورزش به شما کمک می‌کند که یک دیدگاه مثبت به همه چیز داشته باشید.

منبع:گروه اینترنتی خورشید

روشهای ساده برای اینکه پول کمتری خرج کنیم

 

 

بطورکلی دو راهکار برای پیشرفت مالی وجود دارد. اولین مورد، کسب درآمد بیشتر است که واضح‌ترین روش می‌باشد. دومین راهکار هم کاهش مخارج است. در بین این دو مورد، ذخیره و پس انداز پول از ارزش بیشتری برخوردار است. با اینکه مطمئنیم قبلا این موضوع را زیاد شنیده‌اید، ولی شرط می‌بندیم که آن را بطور منسجم امتحان نکرده‌اید. اما وقتی به فهرست زیر نگاهی می‌اندازید به این فکر کنید که با یک حساب سرانگشتی در طول سال چقدر می‌توانید نقدینگی تان را ذخیره کنید.

 

پس قبل از اینکه پولتان را بیدرنگ خرج کنید، از ۹ روش ساده‌ ذیل برای کاهش مخارج خود استفاده کنید:

 

1. از پول نقد استفاده کنید

به اثبات رسیده که با استفاده از پول نقد بجای کارت بانکی، افراد پول کمتری خرج می‌کنند. یعنی بطور میانگین افراد با پول نقد ۱۸% کمتر نسبت به کارت‌های بانکی پول خرج می‌کنند.

 

 

 

چندین دلیل برای این موضوع وجود دارد: پول نقد وابستگی احساسی ایجاد می‌کند. زمانیکه آنرا خرج می‌کنید، کاملا متوجه می‌شوید. دوم اینکه وقتی پول نقد می‌دهید می‌دانید که اگر تمام شود دیگر پولی نخواهید داشت پس حساب می‌کنید که چقدر دیگر باقی مانده است.

 

2. پیگیر هزینه‌ها باشید

اگر پیگیر مخارج خود باشید از الگوهای مختلف باخبر می‌شوید. آنگاه متوجه می‌شوید پولتان را صرف چه چیزهایی کرده‌اید، مواردی را که منجر به هزینه‌های اضافی می‌شوند را پیدا می‌کنید و روش‌هایی برای پس‌انداز می‌یابید.

 

برای مثال ممکن است متوجه نشوید هر ماه چه مقدار برای قهوه‌ی صبحانه هزینه می‌کنید. با ثبت آن و اطلاع از هزینه‌ی کلی ممکن است پی ببرید که بیشتر از مقداری است که همیشه فکر می‌کردید.

 

3. بودجه‌بندی کنید

داشتن بودجه بر میزان هزینه‌هایی که برای مقوله‌های مختلف خرج می‌کنید محدودیت می‌گذارد. دقیقا خواهید دانست که چقدر درآمد دارید و چقدر هزینه. همچنین در طولانی مدت می‌توانید روی کم کردن این مخارج‌ کار کنید.

 

اغلب افراد بودجه‌بندی را خیلی پیچیده می‌کنند. با یک سیستم بودجه‌بندی ساده که مخارجتان را به چند دسته تقسیم کند، می‌توان اثربخشی بودجه‌بندی را مشاهده کرد.

 

4. یکی از هزینه‌های ماهیانه را حذف کنید

حذف یکی از هزینه‌های ماهیانه می‌تواند تاثیر بسزایی در بودجه‌ داشته باشد. به هزینه‌های ماهیانه‌ی خود فکر کنید. بعنوان مثال قبض برق، قبض موبایل و هزینه‌ی ماشین، همچنین ممکن است هزینه‌هایی مثل عضویت در یک سایت، عضویت در باشگاه، یا هزینه‌های مطرح دیگری داشته باشید.

 

 

 

مشخصا بعضی از این هزینه‌ها قابل تغییر نیستند اما یکی از آنها را می‌توانید حذف یا کم کنید. شاید این مقدار پول در ماه مبلغ زیادی نباشد اما در طول یک یا چند سال چشمگیر خواهد بود.

 

5. بیشتر از قبل پیاده‌روی یا دوچرخه‌سواری کنید

با پیاده‌روی یا دوچرخه‌سواری می‌توانید هزینه‌های زیادی را کاهش دهید. مشخص‌ترینِ آن هزینه‌ی بنزین است اما باز هم بیش از اینهاست.

 

 

 

برای مثال می‌توان هزینه‌ی پارکینگ و استهلاک ماشین را پس‌انداز کرد. روغن موتور را به دفعات کمتری تعویض کرده و قطعا مشکلات کمتری در این رابطه خواهید داشت.

 

6. برخی کارها را خودتان انجام دهید

روش دیگر ذخیره‌ی پول این است که بجای اینکه بابت کاری مبلغی به دیگران بپردازید، خودتان انجامش دهید. شاید برای رسیدگی به کارهای باغبانی، تعویض روغن یا تمیز کردن خانه هزینه می‌کنید. بعضی از این کارها را نمی‌توانید خودتان انجام دهید؟

 

 

 

بعنوان یک گام رو به جلو می‌توانید خودتان برای دیگران هدیه درست کنید. هدایای دست‌ساز برای تولد یا اعیاد معمولا باارزش‌تر از انواع خریداری شده‌ی آن است، بعلاوه از این طریق می‌توانید کمی پس‌انداز کنید.

 

7. بجای خریدن بعضی وسایل، آنها را قرض بگیرید

اگر شما به دنبال خرید وسیله‌ای هستید که به صورت موقت به آن احتیاج دارید می‌توانید این موضوع را در نظر بگیرید که آن را از دوستان، همسایگان یا اعضای خانواده خود قرض کنید.

 

 

 

به عنوان مثال من با همسایه خود توافقی جهت قرض گرفتن ماشین چمن‌زنی داریم. در عوض من هزینه سوخت آن را می پردازم و همچنین ماشین چمن‌زنی او را زمستان‌ها در انباری خود نگهداری می‌کنم. اینکار نه تنها منجر به ذخیره سرمایه خرید ماشین چمن‌زنی می‌شود بلکه باعث حذف مشکلات مربوط به تعمیر و نگهداری آن نیز می‌گردد.

 

مثال دیگر استفاده از سی‌دی‌هاست. من و دوستانم سی‌دی‌ فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی مورد علاقه‌مان را با یکدیگر به اشتراک می‌گذاریم. افراد می‌توانند با استفاده از اشتراک‌گذاری، از وسایل موجود بهره‌مند گردند بجای اینکه جهت خرید آن وسایل پول خرج کنند.

 

8. یک اقتصاددان خانگی باشید

کسانی که مایل به مدیریت اقتصادی خانه هستند می‌توانند پول بیشتری را از طریق اتخاذ تصمیمات آگاهانه ذخیره کنند. منظور از اقتصاددان خانگی این است که به طور مثال به دنبال حراجی‌ها باشید و راهی جهت ذخیره نمودن پول بیابید. ذخیره اندک در قسمت‌های مختلف می‌تواند به سرعت منجر به ذخیره‌های بزرگتر گردد.

 

9. کمتر از غذای آماده‌ی بیرون استفاده کنید

مقدار هزینه‌ای که افراد صرف خوردن غذا در رستوران‌ها می‌کنند تعجب‌برانگیز است. اغلب افراد هنگامی که شروع به بررسی هزینه‌های خود می‌کنند از این موضوع تعجب می‌کنند.

منبع:asan002

 

تصويري دردناک از سيل انساني آوارگان سرگردان

 

در هفته های اخیر صدها هزار نفر از مهاجران که اغلب آنها اهل سوریه و افغانستان هستند، به امید رسیدن به کشورهای اروپای غربی و اروپای شمالی و بخصوص آلمان و لهستان راهی کشورهای منطقه بالکان شدند

 

پیشتر مسیر مورد علاقه مهاجران بری رسیدن به اروپای غربی، کشور مجارستان بود. اما مجارستان مرزهای خود را به روی مهاجران بست و آنها ناگزیر مسیر کرواسی و اسلوونی را در پیش گرفتند که مسیر پردردسرتری است.

 

بر اساس اعلام اتحادیه اروپا، بیش از 700 هزار مهاجر و پناهجو در سال جاری میلادی از طریق آب‌های مدیترانه وارد اروپا شده‌اند. از این تعداد حدود 3000 نفر در بین راه جان خود را از دست داده اند.

منبع: asanan002

 

سخنان خوب

منبع: Persian-star

آخی این چحوری آب میخوره

پرنده ها همه کارهاشون جالبه مثل این که مینید.

تازه من چیزی ننوشتم نمیدونید اینها چطوری همدیگه را بوس میکنند.

منبع: سرچ صفحه اول yahoo

سخنان زیبا

منبع: Persian-star

مسئولیت جایگاه فعلی تان در زندگی با هیچکس جز خودتان نیست

 

اگر از شما بپرسند کدام ویژگی است که هر فردی در زندگی خود حتماً باید از آن برخوردار باشد پاسخ شما چه خواهد بود؟ به یاد داشته باشید که باید حتماً یک ویژگی را برای پاسخ به این سؤال انتخاب کنید.

با کمی فکر کردن احتمالاً شما هم به این نتیجه می رسید که ویژگی ها و عادت های بسیار متنوع و متعددی وجود دارند که هر کسی برای آوردن عظمت به زندگی شخصی خود، باید آنها را در وجودش پرورش دهد. اما هیچ نقطه ی شروعی بهتر از این نیست که مسئولیت زندگی خودتان را بی قید و شرط و به طور کامل بپذیرید.

ما در دنیایی زندگی می کنیم که در آن با حداقل سعی و تلاش، انتظار حداکثر نتایج وجود دارد. معمولاً اگر کاری خوب پیش نرود، تقصیر را به گردن دیگران می اندازیم. اگر از لحاظ مالی رضایت نداشته باشیم، تقصیر را به گردن وضع مملکت و اقتصاد آن می اندازیم. اگر از ازدواجمان راضی نباشیم، مشکل را به گردن همسرمان می اندازیم. اگر آنطور که باید و شاید به ما رسیدگی نمی شود، از نظر ما این شرکت است که کوتاهی می کند و الی آخر.

هیچ یک از موارد بالا به نظرتان آشنا نمی آید؟ به احتمال زیاد لااقل برخی از آنها درست به هدف زده اند. انداختن تقصیرها به گردن شرایط و دیگران به جای پذیرفتن مسئولیت اقدامات درست و نادرست، بخشی از طبیعت انسان است. با این حال، اگر می خواهید یک زندگی استثنایی را تجربه کنید باید بلادرنگ به این طرز تفکر خاتمه دهید.

اما چطور می توانیم یک بار برای همیشه مسئولیت زندگی خود را به طور کامل بر عهده بگیریم؟ ۳ موردی که در ادامه خواهید خواند در این راه به شما کمک خواهند کرد.

۱- تصمیم

همه چیز با یک تصمیم قاطع برای پذیرش این مسئولیت آغاز می شود. به نظر ساده می رسد، اما در واقعیت درصد بسیار کوچکی از افراد هستند که واقعاً تصمیم می گیرند مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرند. اکثر افراد دوباره به طرز تفکر کهنه ی خود بازمی گردند و این حقیقت را از نظر دور می دارند که راننده ی این اتومبیل کسی جز خودشان نیست.

خودتان را مجبور کنید برای چیزهایی که تحت کنترل خودتان هستند به دیگران نگاه نکنید. ایده ی ساده ای است، اما به هیچ وجه آسان نیست. از اینجا به بعد، قاطعانه تصمیم بگیرید اجازه ندهید هیچ اتفاق یا هیچ کسی در رسیدن شما به خواسته هایتان نقشی تعیین کننده تر از خودتان داشته باشد.

۲- خاتمه دادن به متهم کردن دیگران

بخش بزرگی از افراد در شرایط و موقعیت های گوناگون، لااقل گاهی برای کنار گذاشتن این عادت مخرب با دشواری مواجه می شوند. همانگونه که پیش تر اشاره شد، ساده ترین کار ممکن متهم کردن طرف مقابل یک رابطه هنگام متزلزل شدن پایه های آن است و به راحتی می توان دولت را مقصر اصلی وضعیت بد مالی خود دانست.

اما دور انداختن هر نوع توجیه و در پیش گرفتن مسئولیت پذیری حقیقی در تمام حوزه های زندگی اهمیتی حیاتی دارد. هیچ کس با درگیر شدن در بازی مقصر دانستن دیگران نمی تواند کنترل زندگی اش را به طور کامل در دست بگیرد.

۳- عهد کردن با خود

کاری که اثرگذاری فوق العاده زیادی دارد این است که روی یک برگه ی مخصوص، به صورت کتبی به خودتان متعهد شوید که در تک تک لحظه های زندگی تان مسئولیت کوچکترین مسائل را نیز بر عهده بگیرید و به هیچ وجه تقصیر هیچ چیز را به گردن دیگران نیاندازید. این تعهدنامه ی کتبی می تواند به همین سادگی باشد: «من، پیام ادیب، متعهد می شوم هیچگاه از بر عهده گرفتن مسئولیت تمام جنبه های زندگی ام به طور کامل، شانه خالی نکنم».

مردان و زنانی که از جایی به بعد در زندگی شان چنین تصمیمی گرفته اند، میراث ماندگاری از خود بر جای گذاشته اند و تاریخ ساز شده اند. شما چطور؟ آمادگی این را دارید

منبع:گروه اینترنتی خورشید

سخنان زیبا

منبع:Persian-star

سخنان زیبا

منبع:Persian-star

تصویر تاریخی از دروازه‌ قدیم شهر تهران

به گزارش "موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران" اولين برج و باروی دور تهران به فرمان شاه طهماسب صفوی در سال ۹۶۴ ايجاد شد.

 

منبع:Persian-star

داوود رشیدی در گذشت

 

به گزارش فرارو، لیلی رشیدی فرزند این هنرمند ضمن تایید این خبر به رسانه ها گفت: داود رشیدی امروز پنجم شهریور ماه در منزل به دلیل ایست قلبی درگذشت.

داوود رشیدی زاده ۲۵ تیر ۱۳۱۲ در تهران و بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون است. وی دارای نشان درجه یک فرهنگ و هنر است.

از جمله نمایش‌هایی که اجرا کرده می‌توان به «در انتظار گودو»، «ریچارد سوم»، «پیروزی در شیکاگو»، «منهای دو»، «آقای اشمیت کیه؟ » و … اشاره کرد. از جمله فیلم‌های سینمایی که در آنها بازی کرده می‌توان به آثاری چون «کمال الملک»،«ملاقات با طوطی»،«زمهریر» و … نام برد.

او در مجموعه‌های تلویزیونی گوناگونی مانند «ولایت عشق»، «هزار دستان»، «آوای فاخته»، «عطر گل یاس» و … نیز بازی کرده است.

این هنرمند در سال‌های اخیر از بیماری آلزایمر رنج می‌برد.

وِنیز، شهری که خودرو در آن جایی ندارد  

وِنیز جزیره‌ای در شمال ایتالیاست که در میان دریای آدریاتیک و به‌صورت جزیره‌های کوچکی که به وسیلهٔ کانال‌هایی از هم جدا شده‌اند، قرار گرفته‌ است. ونیز شهری بدون خودرو است و رفت‌وآمد در آن با قایق انجام می‌شود. این شهر یکی از شهرهای پرگردشگر جهان است و سالانه میلیون‌ها گردشگر به این شهر می‌روند. از دیدنی‌های این شهر می‌توان به محل دفن مرقس که یکی از حواریون عیسی مسیح است و به سن مارکو شهرت دارد، اشاره‌کرد.

 

شهر ونیز به خاطر شکل عجیب و همچنین تعدد آثار تاریخی و هنری و معماری در لیست میراث جهانی یونسکو نیز قرار گرفته که همین امر موجب شده سالانه میلیون‌ها نفر(به‌طور تخمینی بیست میلیون نفر) از سرتاسر جهان برای دیدن این شهر زیبا به ایتالیا سفر کنند. ونیز شهر جشنواره‌ها و کارناوال‌ها نیز هست. برای مثال جشنواره‌ی فیلم ونیز در اواخر اگوست، هر سال یکی از اتفاقات مهم دنیای فیلم و هنر است. کارناوال مشهور ونیز هم که در ماه فوریه در تمام شهر برپاست، از بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین کارناوال‌های جهان است. این کارناوال به کارناوال ماسک‌ها نیز مشهور است.

 

ونیز دارای آب و هوای مدیترانه‌ای می‌باشد در زمستان‌ها به حداقل ۳ درجه بالای صفر به طور متوسط می‌رسد و در تابستان‌ها متوسط دمای هوا ۲۴درجه بالای صفر. رطوبت هوا نیز بالا می‌باشد. در ونیز بالا آمدن آب دریا به‌غیر از مد معمولی می‌باشد بدین معنی که در ونیز به‌ویژه در بهار و پاییز سطح آب به اندازه‌ای بالا میاید که رفت‌وآمد را مختل می‌کند و کوچه پس کوچه‌های شهر پر از آب می‌شود درست مانند سیل. مد معمولی هنگامی که با طوفان و امواج همراه باشد موجب بالا آمدن آب بیش از حد معمول می‌شود که این مساله در ونیز یک مساله عادی می‌باشد و همه به آن عادت دارند. از سال 2003 به این طرف پروژه‌ی عظیم سد دریایی متحرک که در نوع خودش بی‌نظیر می‌باشد در دست اجرا می‌باشد تا بدین‌وسیله با این پدیده‌ی بالا آمدن آب مبارزه کنند. 

منبع:asan002

زور مورچه ها

البته من من یک مطلبی توی اینرنت نوشته بودم که مورچه ها همدگه را توی هوا نگه داشته بودند تا بتونند جنازه یک ملخ را با خودشون ببرند و در واقعیت این است که مورچه ها واقعا زورشون زیاده و این عکس برای خنده شما نیست.

منبع: I want to be the best version of myself

سخنان زیبا

منبع: Persian-star

این عوامل ویران کننده زناشویی را جدی بگیرید

 

مقاله ای که خواهید خواند از زبان دکتر دبرا کی. فیلِتا، مشاور و متخصص مشکلات زناشویی است که در آن به بزرگترین عواملی که اکثر زندگی های زناشویی را تهدید می کند اشاره شده است ...

 

او با نگاه ناامیدی که روی صورتش بود گفت، "ما داریم طلاق می گیریم."

وقتی می خواست نیمه پر لیوان را ببیند، لحن صدایش عوض شد. "اما به نفعمان است. چند سال اخیر نتوانستیم رابطه مان را درست کنیم. خیلی با هم فرق داریم."

تا ساعت ها بعد از مکالمه ای که با او داشتم، صدایش در گوشم می پیچید. به لیست تفاوت هایی که با همسرم داشتم فکر می کردم. ما هم تفاوت های زیادی با هم داشتیم. آیا امکانش هست که زوجی که تا این اندازه با هم فرق دارند، ازدواجی خوب و خوش داشته باشند؟

من بعنوان یک مشاور ازدواج هر روز با زوج هایی روبه رو می شوم که برای مشاوره پیشم می آیند. اما مشکلات آنها اغلب نه بخاطر خیانت است، نه اعتیاد و نه اذیت و آزار. آنها در واقع مرگی آرام و تدریجی را کنار هم تجربه می کنند. عباراتی مثل، "ما خیلی با هم فرق داریم"، "ما تفاهم نداریم"، "زندگی خوبی برای ما باقی نگذاشته" با اینکه خیلی معصومانه به نظر می رسند اما شدیداً کشنده هستند.

 

عوامل مختلفی می توانند سد راه زندگی زناشویی شما شوند اما بیشتر وقت ها چیزهای جزئی هستند که اصلاً به چشم نمی آیند ولی در ازدواج تان رخنه می کنند. برای اطمینان از موفقیت ازدواجتان باید مراقب عوامل زیر باشید:

 

1. اولویت های خانوادگی

مهمترین عوامل استرس زا در روابط بیشتر زوج ها، روابطی است که خارج از آن دو نفر است. والدینتان، خواهر و برادرهایتان و دوستانتان را دست کم نگیرید. باید بدانید که وقتی به همسرتان "بله" گفته اید یعنی او را به همه آدم های دیگر مقدم کرده اید. خیلی از ازدواج ها فقط بخاطر همین ضعف در اولویت دهی دچار مشکل می شوند. هر کس آنها را سمتی می کشد بدون اینکه به سمت همدیگر کشیده شوند. زوج ها در ازدواج های سالم یاد می گیرند که همدیگر را به هرکس و هرچیز دیگر مقدم بدانند.

 

2. فقدان ارتباط کلامی

این حقیقت دارد که زوج ها به طور متوسط فقط چند دقیقه در روز با هم ارتباط کلامی با کیفیت دارند. هرج و مرج زندگی خیلی راحت شما را درگیر خود می کند و باعث می شود نتوانید با همسرتان صحبت کنید. اما زندگی بدون ارتباط کلامی زندگی زناشویی موفقی نخواهد بود. سعی کنید برای حرف زدن با همدیگر وقت بگذارید.

 

3. استرس

اینکه استرس مان را سر همسرمان خالی کنیم کار بسیار ساده ای است. خیلی از ما عادت داریم تا وقتی پایمان را به منطقه آرامشمان یعنی خانه نگذاشته ایم همه چیز را در خودمان نگه داریم و بعد که وارد خانه شدیم منفجر شویم. زوج های سالم باید از استرسشان برای نزدیک تر شدن به هم و تکیه کردن به همدیگر استفاده کنند، حالا این استرس هرچه که باشد: از مشکلات مالی گرفته تا مشکلات کاری و بیماری.

 

4. تکنولوژی

اخیراً وبلاگ مردی را خواندم که تصمیم به طلاق گرفته بود، فقط اینکه می خواست از تلفن همراهش طلاق بگیرد. این یک واقعیت است، خیلی از ما همیشه و در همه حال این عامل خطرناک برهم زننده روابط را همیشه با خودمان حمل می کنیم. خیلی از ما وقتمان را در دنیای مجازی پرهرج ومرج تکنولوژی و شبکه های اجتماعی تلف می کنیم، بدون اینکه وقتی برای صمیمی تر کردن رابطه با همسرمان بگذاریم. پس تلفن هایتان را خاموش کنید، تلویزیون را از برق بکشید و سعی کنید برای همسرتان وقت بگذارید.

 

5. خودخواهی

ازدواج یک درس دائمی و بزرگ از خودخواه نبودن است و ما یا اجازه می دهیم که این تجربه ما را بهتر کند و یا تلخ تر می شویم. اینکه کسی را بر خودمان مقدم کنیم کار سختی است چون ذات ما طوری است که خودمان را به همه چیز و همه کس مقدم بدانیم. هربار که به خودمان جواب مثبت می دهیم، به ازدواجمان جواب منفی داده ایم زیرا ازدواج مرد در مقابل زن نیست، بلکه ما در مقابل من است.

 

6. نبخشیدن همدیگر

بخشیدن و فراموش کردن یکی نیستند. وقتی نتوانیم این را بفهمیم، ناراحتی هایمان را برای مدتی طولانی در خودمان نگه می داریم. و این ناراحتی ها در آخر شروع به ویران کردن زندگی هایمان از داخل به بیرون می کنند. اما بخشش به معنی تبرئه کردن دیگران نیست، به معنی آزاد کردن خودمان است برای اینکه اجازه دهیم خداوند که خود بخشاینده متعال است، ما را التیام دهد.

 

7.مرزهای سست

ما معمولاً به استراتژی تهاجمی در ازدواج فکر می کنیم و فراموش می کنیم که استراتژی دفاعی هم به همان اندازه اهمیت دارد. ممکن است همه کارها را درست انجام دهیم اما بااین وجود یادمان برود که چیزهای آسیب رسان را بیرون کنیم. دایره ای دور ازدواجتان بکشید و با محافظت از احساساتتان، روابطتان و زمانی را که درکنار هم صرف می کنید، از ازدواجتان هم محافظت کنید.

 

8. دوری از گذشته

بدترین کاری که می توانیم در حق رابطه مان انجام دهیم این است که همسرمان را با گذشته اش تعریف کنیم، نه با چیزی که الان هست. درست است که گذشته هایمان روی زندگی همه ما تاثیر دارد اما فقط زمانی که خودمان اجازه دهیم می تواند زمان حالمان را کنترل کند. خیلی مهم است که واقعیت گذشته هایمان را به هم بگوییم اما مهمتر این است که با دیدن تغییراتی که خداوند در زندگی همسرمان ایجاد می کند، به گذشته های همدیگر احترام بگذاریم. آنچه قبلاً بوده را فراموش کنیم تا بتوانیم به سمت آینده پیش برویم.

 

9. عدم صداقت

چرا یک دروغ کوچک به اندازه یک دروغ بزرگ خطرناک است؟ چون هر دو آنها یک تاثیر بر صمیمیت شما دارند. صداقت در ازدواج مثل زنجیری است که شما دو نفر را به هم وصل می کند. برداشتن یکی از حلقه های زنجیر یا ده تا از آنها یک کار را انجام می دهد: ایجادِ جدایی. اگر اشتباهاتی در ازدواجتان مرتکب شده باشید یا چیزی را از همسرتان پنهان می کنید، الان وقتش است که به دنبال اعتراف باشید. زیرا رابطه ای که با بی صداقتی جلو رود، دیگر رابطه نیست.

 

10. غرور نابجا

"من؛ بزرگترین مشکل ازدواجم هستم" موضوعی است که پاول تریپ در زمینه روابط به آن اشاره می کند. وقتی بتوانید به خودتان نگاه کنید آنوقت می توانید رابطه ای خوب برقرار کنید. نگاه کردن به خودتان یعنی اشتباهات و نقص هایتان را تشخیص داده و روی کمبودهایتان کار کنید. اما برای خیلی از ما اینکار سخت است. دلیل آن هم غرور است. برای بیشتر ما راحت تر این است که انگشت اتهام را به سمت دیگری بگیریم و بقیه را به خاطر عدم موفقیت رابطه مان مقصر بدانیم. اما زمانی که مسئولیت را از روی دوش خودتان برمی دارید، درواقع رابطه تان را رها کرده اید. چون مشکل بین شما هر چه که باشد، همیشه دو نفر مقصر هستند نه فقط یک نفر.

 

تا این عوامل ازدواجتان را از هم نپاشیده، زمانش رسیده که زره را از تنتان بیرون آورده و سپرتان را زمین بیندازید. امیدواریم درک و شناخت لازم برای تشخیص این عوامل آسیب رسان را داشته باشید تا بتوانید از ازدواجتان در برابر آنها محافظت کنید.

 منبع : Persian star

عاشقانه اي تصويري از مهر مادري پرندگان

سخنان زیبا

منبع:Persian-sttar