من هر چی گشتم سایت

مطلب شما را خ  وندم و کاملا قبول دارم اما ای کاش جای من بودید چون به نظر من همه میدونند چرا ام اس گرفته اند اما به دلایلی هیچ کس حرفی نمیزنه چون من خیلی کتاب راجع به این موضوع خوندم ام اس در تمام اشخاص وجود داره اما طی یک شرایطی در بعضیها فعال میشه.

من خودم دوران سربازی را در سال 1372 گذروندم آن موقع هیچ خبری از این بیماری نبود اما کم کم شرایط من فرق کرد اینکه من مهر ماه سال 1372 رفتم سربازی و تا فروردین سال بعدش نتونستم بیام مرخصی یعنی حدود شش ماه اما الان چیزهای دیگه ای میبینم میبینم که پسره یک ماه میره سربازی چه قدر کشورهای دیگه را فتح میکنه جالب است بچه به این لوسی را می خوان بفرستند استرالیا جدا من فکر می کنم حداقل رئیس جمهور آنجا بشه من در این مدتی که ÷ری شما نوشتم چون پاسگاه مرضی بودیم نه آب داشتیم و نه برق شبها منطقه برامون مثل قبرستون بود اما ما به این وضع عادت کرده بودیم و من وقتی به مرخصی می آمدم خونه با مهمونی های زیادی مواجه میششدم میگفتند خب سعید رفته سربازی به ما چه مربوطه.

بعد که از سربازی برگشتم مرحله جدیدی در زندگیم پیدا شد من آن موقع با کاری که میکردم تونستم یک ماشین صفر 206 صفز بخرم و آن موقع به اصطلاح خودشون ازشون÷ جلو زدم بماند که بعد مخالفتها با من شروع شد و هر کسی یک جور مخالفت خودش را به من نشون میداد تا اینکه اولین علائم ام اس در من معلوم شد من با یک بار ام آر آی معلوم شد که ام اس دارم آن موقع به تشخیص دکترم هفته ای یک بار آمپول میزدم اما کار به جایی رسید که یک بار که بیمارستان بودم دکتر به من گفتبدن شما داره کار خودش را انجام میده و این شد که آمپولهای من از هفتها یک بار به یک روز در میون تغییر کرد البته نصبت به اعتراض های من می گفتند که به ما چه البته کار به جایی رسید که گفتم سر درب جهنم هم همین را نوشته اند و کسانی که می گویند به من چه حتی به اعمالشون هم رسیدگی نمیشه و آنها را با تیپا میی اندازنشون توی جهنم و حالا هی شما بگید و بگید

ببخشید سرتون را هم درد آوردم تا د بعد خدا نگه دار